صفحه اصلی فرهنگفرهنگِ رابطه خطایِ هوش

خطایِ هوش

نوشته پرنس‌جان
فرهنگِ رابطه

خطایِ هوش

- نوشته پرنس‌جان

واقعیت اش را بنویسم، تجربه من می گوید تعداد کمی از پسرها از دوست شدن با دختر خانم های باهوش (تیزهوش) لذت می برند. و از آن تعداد کم، مقدار بسیار کمتری هم از ازدواج یا داشتن رابطه عاطفی عمیق با دختری باهوش استقبال می کنند. بیشتر پسرها در نهان خودشان، تمایل به ازدواج یا دوستی عاطفی بلند مدت با دخترخانم هایی با بهره هوشی پایین تر از خود دارند. خاطرم هست که سال ها پیش در دانشگاه تگزاس آمدند و یک آزمایش روان فهمی انجام دادند. قصد فهمیدن این مساله بود که آیا دخترتیزهوش برای پسر جذاب تر است، یا دختر فعال. آن ها متوجه شدند پسرها در دانشکده ریاضی و فیزیک گرایش دارند با دختران اهل فعالیت های کلاسی و یا دارای اعتبار نزد اساتید دوست شوند و رابطه خارج از دانشگاهی داشته باشند و برای داشتنِ عاطفی آن ها با هم رقابت هم می کردند.

روان شناس ها کلاسی دیگر هم تشکیل دادند. کلاسی که در آن دخترپسرها درس نمی خواندند، تنها کلاس بازی های دست جمعی هوش و ذکاوت بود. ملاک شاخص شدن در کلاس توانایی های مغز بود و نه لزوما فعال بودن. اتفاق عجیب این که دختران تیزهوش و برنده خیلی محبوبیتی میان پسرها نداشتند اما دخترانی هم هوش پسرها بیشتر طرفدار داشتند! سوال مهم این بود. چرا یک پسر وقتی می فهمد یک دخترخانم IQ بالاتری نسبت به او دارد، میل زیادی برای نزدیک شدن به او ندارد؟ اکثر دخترخانم ها می گویند آن ها بیشتر شیفته مردان تیزهوش می شوند. اولین سئوال من این است که آن ها این تیزهوشی را چطور اندازه گیری می کنند؟ به عبارت بهتر آیا واقعا آن چیزی که از نظر آن ها مهم و جذاب است واقعا همان “باهوشی” است که آن را می سنجند؟

هرکسی که بیوگرافی های زیادی از زندگی باهوش های دنیا مطالعه کرده باشد (حداقل مطالعه زندگی ۳۰-۴۰ نفر) می داند که اکثر مردان تیزهوش دنیا افرادی در ظاهر مشنگ (Dumb) و منفعل اند. مردان تیزهوش (باهوش) اغلب نه کاریزما دارند و نه می شود به راحتی به آن ها از لحاظ عاطفی Connect شد. چرا افرادی مثل آینشتاین ، استیون هاوکینگ، استیوجابز، کاسپاروف، نیوتون یا … که بهره های هوشی بالایی داشته اند به ندرت زنی بدان ها نزدیک می شده؟ به ندرت مورد توجه زنان بودند؟ بهتر است این ادعا که دخترخانم ها می گویند بیشتر شیفته فردی تیزهوش (باهوش) می شوند را خیلی جدی نگیریم و آن را یک خطای شناختی تلقی کنیم. در واقعیت افراد تیزهوش از نزدیک برای بسیاری از زنان، مردانی ساکت، حوصله بر، درون گرا، گوشه گیر و خسته کننده هستند. به عبارت بهتر، غیر جذاب هستند. این سئوال مهم بوجود می آید پس چه خطایی سبب می شود که از نظر زنان مردان باهوش جذاب باشند؟ جواب ساده است، آنچه زنان در اصل می پسندند دو خصلت مهم مستعد بودن و هوشمند بودن مرد است. دو خصلتی که خود زیرمجموعه هایی دارند که به اشتباه نشانه های تیزهوش بودن تلقی می شوند، در حالی اکثرا زیر مجموعه های خود هوشمند بودن اند.

به نظرم آن اولین چیزی که زنان جذب مردان می شوند مواجه شان با افراد مستعد (Talented) در یک یا چند زمینه است. به همین دلیل یک وکیل زبردست که مدام در پرونده های اش “برنده” می شود برای یک زن جذاب تر از یک اندیشمند است. به همین دلیل شخصیت جیمزباند که پر از خصوصیت کنترل در عدم وابستگی یا Emotional detachment است، باز هم برای یک زن جذاب تر از یک دانشمند برجسته فیزیک است که دارد هر روز ترتیبِ هسته اتم را می دهد. این افراد جذبه هایی دارند که بیشتر نتیجه قهار بودن یا ثابت قدم بودن شان در کاری خاص است که بیشتر نتیجه استعداد و هوشمندی شان است و کمتر صرفا تیزهوشی شان. پس خطای اول این که فکر می کنیم افراد Talented و تربیت شده حتما باهوش اند.

ممکن است خیلی از مردها سئوال کنند واقعا برای زنان مهم است که مرد مورد نظرشان زیبا یا باهوش باشد؟ برای زن ها این چیزها مهم است، اما تا قبل از این که به کسی دل ببازند. در اصل زنان اگر به کسی علاقه مند شوند از استانداردهای زیبایی شناسانه و رفتاری شان گذر می کنند. این طور اگر نبود امروز ما این قدر مرد ازدواج کرده مشنگ با قیافه های افساید نداشتیم. خوب این ها را که من در طول این همه سال نگرفته ام، زن ها گرفته اند. قشنگترش می شود این که وقتی یک زن به مردی علاقه پیدا کند، این شاخص ها را احتمالا و کم کم فراموش می کند و دل به رابطه می بندد. خصوصیتی که مردها خیلی ندارند.

فکر میکنم به غیر از Talented بودن، چیزی که برای زن ها مهم است وجود شخصیت تعریف شده (Personality) در مرد است. این خطای دوم باهوش بودن است. قبول کنیم اکثر مردها مشکل Lack of personality دارند. یعنی چیزی دندانگیر در رفتار و شخصیت شان نیست که بتواند قلاب بیندازد روی خواستن یک زن. به خصوص زن هوشمند. زنِ نکته سنج امروزی. و Personality اینجا یعنی یک چیز به خصوص (لوگو) در دنیای شما بودن. یعنی اگر مغز شمای آقا را بگذارند داخل صندوق کمیته امداد، از آن به بعد در رفتار و Life Style این صندوق آبی و زرد چیزی برای جذب آن خانم باشد.

به عنوان نمونه افراد با دیسیپلین و هدفمند Personality دارند. افراد دارای اعتبار اجتماعی یا سلیقه ای خاص Personality دارند. افراد دارای مهارت های قابل لمس یا قدرت کاریزما Personality دارند. این می شود که متفاوت به نظر می رسند، خاص به نظر می رسند، و این گاهی به اشتباه باهوش بودن تلقی می شود. توان یک پارتنر عاطفی در Theoretical conversation داشتن بسیار مهم است. یعنی آدم هایی که شما می توانید با آن ها وارد دیالوگ بشوید و آنقدر گفتگوهای جذابی میان تان درباره مسایل مختلف اجتماعی پیش بیاید که متوجه گذر زمان نشوید. دیالوگ های تان با آن ها همیشه انتهایی دلچسب و خوشایند دارد، دعوا ندارد، تحقیر ندارد. خوب البته این داستانش با پسر یا دختری که یک ساعت می تواند مقابل شما بنشینند و درباره هر چیزی بیب بیب شعر بگوید فرق دارند.

آن ها می توانند سخنرانی بدهند، آن هم بیشتر برای من ام من ام کردن است، اما خیلی های شان نمی توانند همصحبتی جذاب، گرم، و دوست داشتنی باشند. مساله این است که اغلب افرادی که این خصوصیت هم صحبت خوبی بودن را دارند و شما از حرف زدن با آن ها همیشه چیزهایی یاد می گیرید باهوش به نظر می آیند. در حالی که این هم خطای دیگر است. این افراد لزوما باهوش نیستند، اما می توانند به خاطر تجربه اهل خوب گوش کردن و زیبا صحبت کردن باشند و به سادگی از پسِ Deep conversation برآیند.

چند خصوصیت دیگر هست که مغز زنان و مردان به اشتباه آن را باهوش بودن فرض می کند. در حالیکه لزوما ارتباطی به هوش ندارد. مثل مهربان بودن. وقتی مردی با شما مهربان است، مغز شما این مهربانی را در درک کردن شما ترجمه می کند، وشما گاهی این درک شدن را هوش او محسوب می کنید. همین طور مرد یا زنی که زبان طنز دارد ومی تواند شما را بخنداند. حال تان را عوض کند. این مساله لزوما از هوش انسان ها نمی آید. اما ما اغلب گرایش داریم افرادی را که با قدرت قلم یا سخن شان می توانند ما را بخندانند جزو باهوش ها تلقی می کنیم. خوب البته نکته مهمی اینجا هست. اکثر زنان و مردانی که می توانند شما را در عین جدیت با طنز ظریف کلامی و شوخی بزرگسالانه (Sense of Humor) بخندانند افرادی واقعا Smart هستند، اما اکثر افرادی که با جوک یا اداهای رفتاری یا عباراتی سخیف این کار را می کنند می توانند افرادی معمولی یا با هوش پایین هم باشند.

همین طور افراد Adventurous هم از نظر ما اشتباها باهوش به نظر می آیند. این هم خطای مغز است. مثل مردان و زنانی که اهل کوهنوردی یا اهل پرواز یا موج سواری در آب های پرکوسه هستند. مردی که در دریای پر از کوسه موج سواری می کند می تواند بسیار شجاع باشد، اما ممکن است یک “مَنگول تمام” هم باشد، چون شجاعتش می تواند به قیمت خورده شدنش تمام شود. یعنی کوسه که برای آدم دعای کمیل که نمی خواند.

خطای دیگر چهره است. یکی از تجربه های جالب من چند سال پیش که ناشناس وبلاگ نویسی می کردم و چهره ام مشخص نبود، این بود که روی فضای مجازی افراد بسیاری نوشته هایم را قویا نقد می کردند. وقتی بعد از دوسال نوشتن همه منتقدان افکارم را به یک تور یک روزه کاشان دعوت کردم تا در مسیر درباره چیزهایی چالش برانگیز حرف بزنیم و چند ساعتی با هم باشیم، وقتی برای اولین بار مشخصات ظاهری ام را از نزدیک دیدند، جز دو نفر، در باقی بچه ها پرهیزِ کامل از نقد بوجود آمد. آن هم نه نقد رفتارم، که نقد ایده هایم که تا پیش از این به سادگی انجام می دادند.

ازمسیری دیگر بگویم. اغلب ما مردان ناخودآگاه فکر می کنیم که دخترخانم های با چهره ای متناسب تر افرادی Smart و سرتر از لحاظ فکری هستند، در حالی که این مغزماست که متهمِ هل دادن ما به مسیر اشتباه است. به خاطر همین راهنمایی غلط مغز است که به تحلیل و حرف یک خانم زیبا وقتی در یک مکالمه دو نفره با او هستیم کمتر می توانیم مخالفت کنیم. چون، بلافاصله مغز تربیت نشده ما زیبایی ظاهری را اعتبار گفتاری هم ترجمه می کند. اعتبار گفتاری را هم معمولا به آدم باهوش نسبت می دهیم.

از تجربه های جالب دیگر من در سال های اخیر این بود متوجه شدم اساتید مرد در ابتدای ترم های تحصیلی در همین دانشگاه های آمریکا، در کلاس های شان به سئوال های دختران دانشجوی زیبا با دقت و جزئیات بیشتری جواب می دهند. مساله لزوما زیبایی ظاهری آن ها نبود، مساله این بود که به نظرم اساتید این فکر را داشتند که چون آن ها زیباترند، پس حتما نکته سنج تر هم هستند، پس باید دقیق تر یا با رفرنس بیشتری پاسخ داد.

اما برسیم اینجا که intelligence یا همان “هوشمند بودن”، آن مساله ای است که اکثر زنان به آن اهمیت می دهند اما در عرف با باهوش بودن اشتباه گرفته می شود. بسیاری از رهبران دنیا باهوش نبوده اند، اما هوشمند بوده اند. همین طور مربیان فوتبال یا آرتیست ها. خاصه افراد کاریزماتیک. هوشمند بودن ذاتی نیست، بیشتر نتیجه تجربه های عالی، مقداری هوش و دقت به اطراف و فرصت شناسی است. به همین دلیل است که افراد هوشمند اغلب EQ های بالایی دارند، اما لزوما IQ بالایی ندارند. و برعکس، اکثر افرادی که IQ بالایی دارند وقتی به گذشته بر می گردید، هوش اجتماعی پایینی داشته اند. البته استثناء هم هست در اطراف ما.

هوشمند بودن با خودش در شخص به مرور فرزانگی می آورد، فرزانگی یعنی شما خود را روبرو با فردی صاحب ایده، پر اعتماد به نفس و با همه آن خصوصیات بالا می بینید. افراد هوشمند انسان هایی Book Smart نیستند، افرادی Street smarts هستند. یک فرق مهم فرد باهوش و هوشمند این است که باهوش می تواند تنها درباره یک کتاب مهم علمی یا فلسفی با شما یک گفتگوی قوی اما خشک داشته باشد، اما یک فرد هوشمند می تواند درباره کتاب شنگول و منگول هم با شما یک گفتگوی عمیق، دوستی داشتنی و به یادماندنی داشته باشد. شما به ندرت پیش باهوش ها احساس راحتی می کنید، اما پیش هوشمندها این حس را دارید. به همین دلیل افراد intelligence بیشتر مورد توجه زنان هستند، آن ها توان جذاب کردن خودشان، و جذابیت دادن به هرچیزی را دارا هستند.

برویم سراغ جمع بندی. همان طور که ما چهارچوب دینی داریم، یا گرایش سیاسی داریم. حداقل و حداکثرهایی برای اندازه گیری جذابیت در طرف مقابل مان داریم. در اصل جذابیت یک Spectrum است. طیف است. برای هرکس ابتدای این طیف از چیزهایی ابتدایی شروع می شود، وقتی طیف کمرنگ است، و هرچه به جلو برود مهمتر و پر رنگ تر می گردد. آن چیزهایی که جذابیت بیشتری می آورند، در بخش پر رنگ طیف جا می گیرند.

تحقیق ها می گویند برای اکثر مردها، تیزهوش بودن یک زن، در جای پررنگ قرار نگرفته است. گاهی اصلا قرار نگرفته است. مرخصی است. به این سبب که مردها در مقابل زنان باهوش بالا بیشتر احساس ضعف می کنند و این را خطری برای Dominant بودن (سرتر بودن) خود می دانند. برای زن ها اما این طور نیست، در طیف جذابیت آن ها، تیزهوش بودن مرد هست، اما به ندرت جای اش جای پر رنگ تری نسبت به Talented یا Intelligence بودن مرد است. نکته دیگر این که ما مردان یا زنان، هرچه محتویات درون این طیف جذابیتِ جنس مقابل مان را داشته باشیم، برای آن ها جذاب تر هستیم. دختران یا پسران با تخصص های چند بعدی که خیلی Practical هستند، بسیار مورد توجه و با بالاترین جذابیت هستند. به همین دلیل پسری که هم موسیقی می داند، هم ماهرانه صحبت می کند و هم یک مهندس برق خوب است، جذاب تر از یک پسری است که تنها یک معماری عالی است و بعدی دیگر ندارد. و در پایان این که، اغلب افراد تیزهوش (باهوش) سه خصوصیت مهم دارند. متکبرند، دچار درجاتی واضح از خودشیفتگی هستند، و EQ پایینی در برقراری ارتباط های عاطفی دارند، ساده بگویم، فاجعه اند. لذا اگر ما تعریف دقیق باهوش بودن و خصوصیات این افراد را بدانیم، احتمالا خیلی دوست نداریم به آن ها نزدیک شویم.

واقعیت اش را بنویسم، تجربه من می گوید تعداد کمی از پسرها از دوست شدن با دختر خانم های باهوش (تیزهوش) لذت می برند. و از آن تعداد کم، مقدار بسیار کمتری هم از ازدواج یا داشتن رابطه عاطفی عمیق با دختری باهوش استقبال می کنند. بیشتر پسرها در نهان خودشان، تمایل به ازدواج یا دوستی عاطفی بلند مدت با دخترخانم هایی با بهره هوشی پایین تر از خود دارند. خاطرم هست که سال ها پیش در دانشگاه تگزاس آمدند و یک آزمایش روان فهمی انجام دادند. قصد فهمیدن این مساله بود که آیا دخترتیزهوش برای پسر جذاب تر است، یا دختر فعال. آن ها متوجه شدند پسرها در دانشکده ریاضی و فیزیک گرایش دارند با دختران اهل فعالیت های کلاسی و یا دارای اعتبار نزد اساتید دوست شوند و رابطه خارج از دانشگاهی داشته باشند و برای داشتنِ عاطفی آن ها با هم رقابت هم می کردند.

روان شناس ها کلاسی دیگر هم تشکیل دادند. کلاسی که در آن دخترپسرها درس نمی خواندند، تنها کلاس بازی های دست جمعی هوش و ذکاوت بود. ملاک شاخص شدن در کلاس توانایی های مغز بود و نه لزوما فعال بودن. اتفاق عجیب این که دختران تیزهوش و برنده خیلی محبوبیتی میان پسرها نداشتند اما دخترانی هم هوش پسرها بیشتر طرفدار داشتند! سوال مهم این بود. چرا یک پسر وقتی می فهمد یک دخترخانم IQ بالاتری نسبت به او دارد، میل زیادی برای نزدیک شدن به او ندارد؟ اکثر دخترخانم ها می گویند آن ها بیشتر شیفته مردان تیزهوش می شوند. اولین سئوال من این است که آن ها این تیزهوشی را چطور اندازه گیری می کنند؟ به عبارت بهتر آیا واقعا آن چیزی که از نظر آن ها مهم و جذاب است واقعا همان “باهوشی” است که آن را می سنجند؟

هرکسی که بیوگرافی های زیادی از زندگی باهوش های دنیا مطالعه کرده باشد (حداقل مطالعه زندگی ۳۰-۴۰ نفر) می داند که اکثر مردان تیزهوش دنیا افرادی در ظاهر مشنگ (Dumb) و منفعل اند. مردان تیزهوش (باهوش) اغلب نه کاریزما دارند و نه می شود به راحتی به آن ها از لحاظ عاطفی Connect شد. چرا افرادی مثل آینشتاین ، استیون هاوکینگ، استیوجابز، کاسپاروف، نیوتون یا … که بهره های هوشی بالایی داشته اند به ندرت زنی بدان ها نزدیک می شده؟ به ندرت مورد توجه زنان بودند؟ بهتر است این ادعا که دخترخانم ها می گویند بیشتر شیفته فردی تیزهوش (باهوش) می شوند را خیلی جدی نگیریم و آن را یک خطای شناختی تلقی کنیم. در واقعیت افراد تیزهوش از نزدیک برای بسیاری از زنان، مردانی ساکت، حوصله بر، درون گرا، گوشه گیر و خسته کننده هستند. به عبارت بهتر، غیر جذاب هستند. این سئوال مهم بوجود می آید پس چه خطایی سبب می شود که از نظر زنان مردان باهوش جذاب باشند؟ جواب ساده است، آنچه زنان در اصل می پسندند دو خصلت مهم مستعد بودن و هوشمند بودن مرد است. دو خصلتی که خود زیرمجموعه هایی دارند که به اشتباه نشانه های تیزهوش بودن تلقی می شوند، در حالی اکثرا زیر مجموعه های خود هوشمند بودن اند.

به نظرم آن اولین چیزی که زنان جذب مردان می شوند مواجه شان با افراد مستعد (Talented) در یک یا چند زمینه است. به همین دلیل یک وکیل زبردست که مدام در پرونده های اش “برنده” می شود برای یک زن جذاب تر از یک اندیشمند است. به همین دلیل شخصیت جیمزباند که پر از خصوصیت کنترل در عدم وابستگی یا Emotional detachment است، باز هم برای یک زن جذاب تر از یک دانشمند برجسته فیزیک است که دارد هر روز ترتیبِ هسته اتم را می دهد. این افراد جذبه هایی دارند که بیشتر نتیجه قهار بودن یا ثابت قدم بودن شان در کاری خاص است که بیشتر نتیجه استعداد و هوشمندی شان است و کمتر صرفا تیزهوشی شان. پس خطای اول این که فکر می کنیم افراد Talented و تربیت شده حتما باهوش اند.

ممکن است خیلی از مردها سئوال کنند واقعا برای زنان مهم است که مرد مورد نظرشان زیبا یا باهوش باشد؟ برای زن ها این چیزها مهم است، اما تا قبل از این که به کسی دل ببازند. در اصل زنان اگر به کسی علاقه مند شوند از استانداردهای زیبایی شناسانه و رفتاری شان گذر می کنند. این طور اگر نبود امروز ما این قدر مرد ازدواج کرده مشنگ با قیافه های افساید نداشتیم. خوب این ها را که من در طول این همه سال نگرفته ام، زن ها گرفته اند. قشنگترش می شود این که وقتی یک زن به مردی علاقه پیدا کند، این شاخص ها را احتمالا و کم کم فراموش می کند و دل به رابطه می بندد. خصوصیتی که مردها خیلی ندارند.

فکر میکنم به غیر از Talented بودن، چیزی که برای زن ها مهم است وجود شخصیت تعریف شده (Personality) در مرد است. این خطای دوم باهوش بودن است. قبول کنیم اکثر مردها مشکل Lack of personality دارند. یعنی چیزی دندانگیر در رفتار و شخصیت شان نیست که بتواند قلاب بیندازد روی خواستن یک زن. به خصوص زن هوشمند. زنِ نکته سنج امروزی. و Personality اینجا یعنی یک چیز به خصوص (لوگو) در دنیای شما بودن. یعنی اگر مغز شمای آقا را بگذارند داخل صندوق کمیته امداد، از آن به بعد در رفتار و Life Style این صندوق آبی و زرد چیزی برای جذب آن خانم باشد.

به عنوان نمونه افراد با دیسیپلین و هدفمند Personality دارند. افراد دارای اعتبار اجتماعی یا سلیقه ای خاص Personality دارند. افراد دارای مهارت های قابل لمس یا قدرت کاریزما Personality دارند. این می شود که متفاوت به نظر می رسند، خاص به نظر می رسند، و این گاهی به اشتباه باهوش بودن تلقی می شود. توان یک پارتنر عاطفی در Theoretical conversation داشتن بسیار مهم است. یعنی آدم هایی که شما می توانید با آن ها وارد دیالوگ بشوید و آنقدر گفتگوهای جذابی میان تان درباره مسایل مختلف اجتماعی پیش بیاید که متوجه گذر زمان نشوید. دیالوگ های تان با آن ها همیشه انتهایی دلچسب و خوشایند دارد، دعوا ندارد، تحقیر ندارد. خوب البته این داستانش با پسر یا دختری که یک ساعت می تواند مقابل شما بنشینند و درباره هر چیزی بیب بیب شعر بگوید فرق دارند.

آن ها می توانند سخنرانی بدهند، آن هم بیشتر برای من ام من ام کردن است، اما خیلی های شان نمی توانند همصحبتی جذاب، گرم، و دوست داشتنی باشند. مساله این است که اغلب افرادی که این خصوصیت هم صحبت خوبی بودن را دارند و شما از حرف زدن با آن ها همیشه چیزهایی یاد می گیرید باهوش به نظر می آیند. در حالی که این هم خطای دیگر است. این افراد لزوما باهوش نیستند، اما می توانند به خاطر تجربه اهل خوب گوش کردن و زیبا صحبت کردن باشند و به سادگی از پسِ Deep conversation برآیند.

چند خصوصیت دیگر هست که مغز زنان و مردان به اشتباه آن را باهوش بودن فرض می کند. در حالیکه لزوما ارتباطی به هوش ندارد. مثل مهربان بودن. وقتی مردی با شما مهربان است، مغز شما این مهربانی را در درک کردن شما ترجمه می کند، وشما گاهی این درک شدن را هوش او محسوب می کنید. همین طور مرد یا زنی که زبان طنز دارد ومی تواند شما را بخنداند. حال تان را عوض کند. این مساله لزوما از هوش انسان ها نمی آید. اما ما اغلب گرایش داریم افرادی را که با قدرت قلم یا سخن شان می توانند ما را بخندانند جزو باهوش ها تلقی می کنیم. خوب البته نکته مهمی اینجا هست. اکثر زنان و مردانی که می توانند شما را در عین جدیت با طنز ظریف کلامی و شوخی بزرگسالانه (Sense of Humor) بخندانند افرادی واقعا Smart هستند، اما اکثر افرادی که با جوک یا اداهای رفتاری یا عباراتی سخیف این کار را می کنند می توانند افرادی معمولی یا با هوش پایین هم باشند.

همین طور افراد Adventurous هم از نظر ما اشتباها باهوش به نظر می آیند. این هم خطای مغز است. مثل مردان و زنانی که اهل کوهنوردی یا اهل پرواز یا موج سواری در آب های پرکوسه هستند. مردی که در دریای پر از کوسه موج سواری می کند می تواند بسیار شجاع باشد، اما ممکن است یک “مَنگول تمام” هم باشد، چون شجاعتش می تواند به قیمت خورده شدنش تمام شود. یعنی کوسه که برای آدم دعای کمیل که نمی خواند.

خطای دیگر چهره است. یکی از تجربه های جالب من چند سال پیش که ناشناس وبلاگ نویسی می کردم و چهره ام مشخص نبود، این بود که روی فضای مجازی افراد بسیاری نوشته هایم را قویا نقد می کردند. وقتی بعد از دوسال نوشتن همه منتقدان افکارم را به یک تور یک روزه کاشان دعوت کردم تا در مسیر درباره چیزهایی چالش برانگیز حرف بزنیم و چند ساعتی با هم باشیم، وقتی برای اولین بار مشخصات ظاهری ام را از نزدیک دیدند، جز دو نفر، در باقی بچه ها پرهیزِ کامل از نقد بوجود آمد. آن هم نه نقد رفتارم، که نقد ایده هایم که تا پیش از این به سادگی انجام می دادند.

ازمسیری دیگر بگویم. اغلب ما مردان ناخودآگاه فکر می کنیم که دخترخانم های با چهره ای متناسب تر افرادی Smart و سرتر از لحاظ فکری هستند، در حالی که این مغزماست که متهمِ هل دادن ما به مسیر اشتباه است. به خاطر همین راهنمایی غلط مغز است که به تحلیل و حرف یک خانم زیبا وقتی در یک مکالمه دو نفره با او هستیم کمتر می توانیم مخالفت کنیم. چون، بلافاصله مغز تربیت نشده ما زیبایی ظاهری را اعتبار گفتاری هم ترجمه می کند. اعتبار گفتاری را هم معمولا به آدم باهوش نسبت می دهیم.

از تجربه های جالب دیگر من در سال های اخیر این بود متوجه شدم اساتید مرد در ابتدای ترم های تحصیلی در همین دانشگاه های آمریکا، در کلاس های شان به سئوال های دختران دانشجوی زیبا با دقت و جزئیات بیشتری جواب می دهند. مساله لزوما زیبایی ظاهری آن ها نبود، مساله این بود که به نظرم اساتید این فکر را داشتند که چون آن ها زیباترند، پس حتما نکته سنج تر هم هستند، پس باید دقیق تر یا با رفرنس بیشتری پاسخ داد.

اما برسیم اینجا که intelligence یا همان “هوشمند بودن”، آن مساله ای است که اکثر زنان به آن اهمیت می دهند اما در عرف با باهوش بودن اشتباه گرفته می شود. بسیاری از رهبران دنیا باهوش نبوده اند، اما هوشمند بوده اند. همین طور مربیان فوتبال یا آرتیست ها. خاصه افراد کاریزماتیک. هوشمند بودن ذاتی نیست، بیشتر نتیجه تجربه های عالی، مقداری هوش و دقت به اطراف و فرصت شناسی است. به همین دلیل است که افراد هوشمند اغلب EQ های بالایی دارند، اما لزوما IQ بالایی ندارند. و برعکس، اکثر افرادی که IQ بالایی دارند وقتی به گذشته بر می گردید، هوش اجتماعی پایینی داشته اند. البته استثناء هم هست در اطراف ما.

هوشمند بودن با خودش در شخص به مرور فرزانگی می آورد، فرزانگی یعنی شما خود را روبرو با فردی صاحب ایده، پر اعتماد به نفس و با همه آن خصوصیات بالا می بینید. افراد هوشمند انسان هایی Book Smart نیستند، افرادی Street smarts هستند. یک فرق مهم فرد باهوش و هوشمند این است که باهوش می تواند تنها درباره یک کتاب مهم علمی یا فلسفی با شما یک گفتگوی قوی اما خشک داشته باشد، اما یک فرد هوشمند می تواند درباره کتاب شنگول و منگول هم با شما یک گفتگوی عمیق، دوستی داشتنی و به یادماندنی داشته باشد. شما به ندرت پیش باهوش ها احساس راحتی می کنید، اما پیش هوشمندها این حس را دارید. به همین دلیل افراد intelligence بیشتر مورد توجه زنان هستند، آن ها توان جذاب کردن خودشان، و جذابیت دادن به هرچیزی را دارا هستند.

برویم سراغ جمع بندی. همان طور که ما چهارچوب دینی داریم، یا گرایش سیاسی داریم. حداقل و حداکثرهایی برای اندازه گیری جذابیت در طرف مقابل مان داریم. در اصل جذابیت یک Spectrum است. طیف است. برای هرکس ابتدای این طیف از چیزهایی ابتدایی شروع می شود، وقتی طیف کمرنگ است، و هرچه به جلو برود مهمتر و پر رنگ تر می گردد. آن چیزهایی که جذابیت بیشتری می آورند، در بخش پر رنگ طیف جا می گیرند.

تحقیق ها می گویند برای اکثر مردها، تیزهوش بودن یک زن، در جای پررنگ قرار نگرفته است. گاهی اصلا قرار نگرفته است. مرخصی است. به این سبب که مردها در مقابل زنان باهوش بالا بیشتر احساس ضعف می کنند و این را خطری برای Dominant بودن (سرتر بودن) خود می دانند. برای زن ها اما این طور نیست، در طیف جذابیت آن ها، تیزهوش بودن مرد هست، اما به ندرت جای اش جای پر رنگ تری نسبت به Talented یا Intelligence بودن مرد است. نکته دیگر این که ما مردان یا زنان، هرچه محتویات درون این طیف جذابیتِ جنس مقابل مان را داشته باشیم، برای آن ها جذاب تر هستیم. دختران یا پسران با تخصص های چند بعدی که خیلی Practical هستند، بسیار مورد توجه و با بالاترین جذابیت هستند. به همین دلیل پسری که هم موسیقی می داند، هم ماهرانه صحبت می کند و هم یک مهندس برق خوب است، جذاب تر از یک پسری است که تنها یک معماری عالی است و بعدی دیگر ندارد. و در پایان این که، اغلب افراد تیزهوش (باهوش) سه خصوصیت مهم دارند. متکبرند، دچار درجاتی واضح از خودشیفتگی هستند، و EQ پایینی در برقراری ارتباط های عاطفی دارند، ساده بگویم، فاجعه اند. لذا اگر ما تعریف دقیق باهوش بودن و خصوصیات این افراد را بدانیم، احتمالا خیلی دوست نداریم به آن ها نزدیک شویم.

Print

درج دیدگاه

نوشته های مشابه