صفحه اصلی فرهنگفرهنگِ رابطه فرهاد ما، فرهاد اون‌ها

فرهاد ما، فرهاد اون‌ها

نوشته پرنس‌جان
فرهنگِ رابطه

فرهاد ما، فرهاد اون‌ها

- نوشته پرنس‌جان

برداشت اول – گذشته

خوب البته واژه Oral Sex در ایران بیشتر به “خوردن” مشهور است. به من که باشد می گویم رابطه دهانی. ولی خوب گفتن اش هم سخت است. مثلا شما وسط معاشقه یا بی‌فاصلگی (SEX) نمی توانید به پارتنر عاطفی تان بگویید عزیزم، الان رابطه با دهان را بروم؟ خوب مرض! حس را چرا کفن می کنی. کارت را بکن. حالا خیلی هم فرقی نمی کند، اما می خواهم درباره رابطه دهانی و دنیایش خلاصه بنویسم. امیدوارم این شعور باشد که متن پورن تلقی نشود، صحبت درباره یکی از بخش های بی فاصله شدن دو زن و مرد به هم است که بالاخره یکی و یک جایی باید بدان بپردازد.

آیا رابطه دهانی همیشه در تاریخ تابو بوده؟ در یک زمانی هایی بله، در یک زمان هایی خیر. هرجا در تاریخ باستان که باورهای دینی قوی شده، تابو هم شده، اما پیش از آن جزئی لذت بخش از دنیای بی‌فاصلگی مردم هزاران سال پیش بوده است. اولین تصاویر هنری که از Oral Sex در اروپا موجود هست مربوط به ۷۹ سال پیش از میلاد (۲۰۹۵ سال پیش) است، در ایتالیای کنونی. یعنی خیلی رفتار طبیعی بوده. چون بوسه. نقاشی هایی بر روی دیوارهای خانه ای در شهر Pompeii. هم رابطه دهانی که خانم با آقا دارد Fellatio، هم رابطه دهانی که اقا با خانم دارد یعنی Cunnilingus در یک نقاشی دیواری خیلی بزرگ به تصویر کشیده شده است.

بعدها از روی نقاشی های کاشیکاری های چندین معبد فهمیدند که آمریکای جنوبی ها ( خاصه کشور پرو) خیلی قبل تر بدان علاقه داشتند و با تصویرگری هایی که از آن موجود است. بخشی از نرمِ رفتار عاطفی جامعه شان بوده. رابطه دهانی را می گویم. یعنی ۵۰۰ سال قبل از میلاد (۲۵۰۰ سال پیش)، حال دیگر چرا این کارها را داخل معبد می کردند نمی دانم. شاید دنبال جای تاریک بودند، یا آنجا صدا اکو می شده خوششان می آمده. من واقعا نمی دانم. از آن جالب تر، صدها سال بعد، آموزش دقیق و رسمی رابطه دهانی بوده در کتاب Kama Sutra. از کتب مصور و مهم هندی ها در ۱۵۰۰ سال پیش. به وضوح با نقاشی به پیروان هندو روش های Oral Sex هم آموزش داده می شده است. شما فکر کنید! تصویری. با توضیح. هندی ها با این کتاب سنگ تمام گذاشتند برای دنیای معاشقه و بی‌فاصلگی. کتاب Kama Sutra اصولا اولین کاتالوگ بی‌فاصلگی و معاشقه در جهان محسوب می شود.

یک اثر برجسته در دنیای روابط عاطفی بشریت. حتی داخل اش هست که چطور اینجا و آنجا را گاز بگیرید! ای شیطون ها. فرهاد های هندی برای آب شدن قند دل طرف خوردن و لمس کردن و لیسیدن را یاد می گرفتند، فرهادهای ما می زدند به کوه و کلنگ کاری می کردند و از آن بالا منتظر بودند بهشان بگویند خوب است دیگر، بیا پایین. پایین هم می آمدند و می دیدند شیرین رفته! بلاهت تا کجا؟ کم کم فشارهای دینی بر خصوصی ترین مسایل عاطفی مردم آغاز شد. ادیان همیشه روی روابط عاطفی حساس بودند، بیشتر از همه، مسیحیت و یهودیت. تا ۸۰۰ سال پیش آن رابه شدت کنترل می کردند. بعد از گسترش مسیحیت در اروپا و به خصوص دینی شدن امپراطوری رم، کلیسا به طور گسترده روابط بی‌فاصلگی غیر معمول (non-conventional) را ممنوع و تابو کرد. لیستی هم از آن تهیه کرد. حتی برخی Position ها را. دیگر به پوزیشن ها چکار داری لامصب؟ در امپراطوری کنستانتین اول پوزیشن هایی که زن بالای مرد قرار می گرفت گناه بود. چرا؟ یک دلیل اش این که می گفتند احتمال زاد و ولد می آمد پایین. کلیسا قبل از این که سیب بخورد داخل ملاج نیوتون می دانست با جاذبه زمین، اگر خانم بالا باشد، دوف دوف با مخلفاتش مثل تف سربالاست.

وقتی کلیسا لیست بی‌فاصلگی های غیرمتعارف را جا می انداخت، رابطه دهانی هم از آن بی‌فاصلگی های غیر معمول تابو شد. با کارِ روانی و موعظه گری و … آن را یک گناه بزرگ جلوه می دادند. مثلا خانم هایی که آقا میل می کردند را وعده می دادند که آن دنیا داخل دهان شان سرب داغ می ریزند. یا به مردهایی که زبان و لب های شان را جاهای نامربوط مارکوپولویی می چرخاندند هشدار می داند که آن دنیا زبان شان را با میخ سوراخ سوراخ می کنند. بگویند یک پشه نشسته روی نون بربری تان، شما آن را نمی خوری، وای به حال این بدبخت ها که بهشان می گفتند این قسمت را میل کنید، یک کاسه سرب داغ مجازات تان است. مردم هم باور می کردند. میل نمی کردند. سو تغذیه بد چیزی است.

این ها در متون دینی شان هست. در آن زمان، به خصوص درمنطقه ای که ایرلند کنونی محسوب می شود، مردان و زنانی که Oral Sex می کردند و لو می رفتند را ۴ سال در سیاه چال می انداختند! باور می کنید؟ خوب در نظر بگیرید، اما کیلومترها این سوتر، هندی ها همچنان ملچ ملوچ می کردند و کسی هم کاری به کارشان نداشت، زیر بغل هرکدامشان هم یک Kama Sutra بود. بطور کلی هم دین اسلام، هم دین مسیحیت هر رابطه غیر متعارف بی‌فاصلگی را گناه می دانستند. تعریف های شان از غیرمتعارف اما خیلی متفاوت بود. اما جالب است که اسلام درباره Oral Sex نظری نداده است. تنها درباره خطوط قرمز کلی حرف زده است. مثل تابو بودن بی‌فاصلگی پیش از ازدواج.

تا جایی که می دانم در نحوه بی‌فاصلگی مردم وارد نشده است. حال این که در کتب عهد عتیق مسیحیت، حتی درباره جزئیات بی‌فاصلگی مردم در خانه های شان گناه و مجازات تعیین شده بود. بعدها مسیحیت از این همه سخت گیری خود به خود پوکید و ناگهان خودش را از دنیای روابط خصوصی عاطفی مردم بیرون کشید. دنیای یهودیت و اسلام اما همچنان سخت گیری های شان را حفظ کرده اند. روحانیون یهودی، بسیار سخت گیرتر از روحانیون اسلامی. وارد اوایل قرن ۱۹ ام و دنیای مدرن که بشویم هنوز در اروپا Oral Sex به شدت غیرمعمول بود، نکوهیده بود، اما چون کلیسا قدرتش را از دست داده بود کسی به خاطر آن مجازات نمی شد. طبیعتا مردم هم به سمت اش دوباره گرایش پیدا کرده بودند. اما هنوز خیلی مردانه بود.

یعنی سرویس عاطفی بود که آقا از خانم می گرفت. از آن با عبارت Prick eating یاد می کردند. اما از قرن ۲۰ ام بود که در غرب Oral Sex از لحاظ فرهنگی دوباره به عنوان بخشی از فانتزی بی‌فاصلگی پذیرفته شد. حتی وارد ادبیات و متون غربی ها شد. و اصطلاح هایی مثل Blow-job یا Dickylicker میان مردم باب شد. امروز بیشتر با عنوان Foreplay از ان یاد می شود و به خصوص در امریکا خیلی پارتنرها دوست دارند پیش از بی‌فاصلگی Foreplay داشته باشند. یعنی ترکیب معاشقه و رابطه دهانی. در فرهنگ کشوری مثل آمریکا، این که دختران و پسران در تجربه و کارنامه رابطه های شان (Sexual repertoire)، تجربه های foreplay داشته باشند می دانم مهم است. اتفاق جالبی که افتاد این بود که بعد از قرن ۲۰ ام، Oral Sex از حالت تنها زن برای مرد خارج شد، یعنی این مهم شد که مردان هم بتوانند با انجام آن خانم ها را به ارگاسم برسانند. تحقیقات نشان داده در کشورهای جهان سوم هنوز این مساله بیشتر برای مرد اتفاق می افتد.

آیا این به معنی همه گیر شدن رابطه دهانی در جایی مثل امریکا بود؟ البته که خیر. در آمریکا انستیتوی کینزی (Kinsey Institute) همیشه روی مسایل مربوط به بی‌فاصلگی در جامعه امریکا تحقیق می کند و همه چیز را زیر نظر دارد. در سال ۲۰۱۵، تنها ۸۱ درصد امریکایی ها آن را بخشی از رفتار جنسی عاطفی شان دانسته اند و از آن لذت برده اند. در اصل نزدیک به ۱۹ درصد مردم یا به دلایل مذهبی هنوز از آن طفره می روند، یا به آن علاقه ندارند. اما فراموش نکنیم در همان سال ۲۰۱۵، احتمالا هندی ها هنوز به شکلی خستگی ناپذیر مشغول بودند. خدا قوت واقعا، سینه به سینه تجربه ها را انتقال می دادند بی امان.

برداشت دوم – خواستن

واقعیتش را بخواهید Oral Sex یک انتخاب کاملا دو نفره است. خاصه در فرهنگ ایرانی که فرهنگی بسیار نجیب و خجالتی است در این زمینه ها. مثل بی فاصله شدن یا SEX، ما باید درک کنیم OS حتی در همین جامعه مدرن هنوز یک مساله کاملا احساسی است. ظریف است. خاصه برای روح یک زن که مثل یک کریستال شکننده است و راحت لَک می شود. من متاسف هستم برای مردانی که OS را یک بایدِ رابطه می دانند. مسخره است. ما حق نداریم از پارتنرمان چنین چیزی را بخواهیم مگر خودش آغاز کننده باشد. این را بفهمیم. حتی انگشت اعتراض من به سوی مردانی است که می دانند پارتنرشان این کار را تنها “به خاطر آن ها”، نه با خواسته قلبی اش انجام می دهد، اما باز درخواست می کنند.

شما می بینید او با سختی این کار را می کند، چطور می توانید شاهد این صحنه احمقانه باشید؟ چطور می توانید یک طرفه لذت ببرید؟ از بیرون همان لحظه به خودتان نگاه کنید و ببینید چقدر صحنه بی خود و متروکی است. “احساسِ عمیق”، قلب هر رابطه ای است که از یک بوسه شروع می شود و تا بی فاصلگی ادامه می یابد. فکر می کنم یک خانم، مادامی که این احساس عمیق را در خود پرورده باشد، خودش را در دنیای ما چون یک پرستوی زیبا رها می کند. اما همه هوشمندی یک مرد به فهم وجود این “احساس عمیق” است پیش از هر درخواستی. پیش از هر نزدیک شدنی. او می تواند با نفهمی اش این پرستو را بکشد، و با مردانگی اش در فهم مینیاتوری های عاطفی به او پر پرواز بدهد. بسیاری از زن ها، مادامی که این حس به عمق اش نرسیده، اراده ای برای تجربه هایی ندارند که برای ما مردها فانتزی های جذاب است و اما برای آن ها تنها “تن دادن” است. امیدوارم ما مردها در این اتمسفرها، مردانگی را نه با آناتومی مان، که با طرز نگاه مان نشان بدهیم.

برداشت اول – گذشته

خوب البته واژه Oral Sex در ایران بیشتر به “خوردن” مشهور است. به من که باشد می گویم رابطه دهانی. ولی خوب گفتن اش هم سخت است. مثلا شما وسط معاشقه یا بی‌فاصلگی (SEX) نمی توانید به پارتنر عاطفی تان بگویید عزیزم، الان رابطه با دهان را بروم؟ خوب مرض! حس را چرا کفن می کنی. کارت را بکن. حالا خیلی هم فرقی نمی کند، اما می خواهم درباره رابطه دهانی و دنیایش خلاصه بنویسم. امیدوارم این شعور باشد که متن پورن تلقی نشود، صحبت درباره یکی از بخش های بی فاصله شدن دو زن و مرد به هم است که بالاخره یکی و یک جایی باید بدان بپردازد.

آیا رابطه دهانی همیشه در تاریخ تابو بوده؟ در یک زمانی هایی بله، در یک زمان هایی خیر. هرجا در تاریخ باستان که باورهای دینی قوی شده، تابو هم شده، اما پیش از آن جزئی لذت بخش از دنیای بی‌فاصلگی مردم هزاران سال پیش بوده است. اولین تصاویر هنری که از Oral Sex در اروپا موجود هست مربوط به ۷۹ سال پیش از میلاد (۲۰۹۵ سال پیش) است، در ایتالیای کنونی. یعنی خیلی رفتار طبیعی بوده. چون بوسه. نقاشی هایی بر روی دیوارهای خانه ای در شهر Pompeii. هم رابطه دهانی که خانم با آقا دارد Fellatio، هم رابطه دهانی که اقا با خانم دارد یعنی Cunnilingus در یک نقاشی دیواری خیلی بزرگ به تصویر کشیده شده است.

بعدها از روی نقاشی های کاشیکاری های چندین معبد فهمیدند که آمریکای جنوبی ها ( خاصه کشور پرو) خیلی قبل تر بدان علاقه داشتند و با تصویرگری هایی که از آن موجود است. بخشی از نرمِ رفتار عاطفی جامعه شان بوده. رابطه دهانی را می گویم. یعنی ۵۰۰ سال قبل از میلاد (۲۵۰۰ سال پیش)، حال دیگر چرا این کارها را داخل معبد می کردند نمی دانم. شاید دنبال جای تاریک بودند، یا آنجا صدا اکو می شده خوششان می آمده. من واقعا نمی دانم. از آن جالب تر، صدها سال بعد، آموزش دقیق و رسمی رابطه دهانی بوده در کتاب Kama Sutra. از کتب مصور و مهم هندی ها در ۱۵۰۰ سال پیش. به وضوح با نقاشی به پیروان هندو روش های Oral Sex هم آموزش داده می شده است. شما فکر کنید! تصویری. با توضیح. هندی ها با این کتاب سنگ تمام گذاشتند برای دنیای معاشقه و بی‌فاصلگی. کتاب Kama Sutra اصولا اولین کاتالوگ بی‌فاصلگی و معاشقه در جهان محسوب می شود.

یک اثر برجسته در دنیای روابط عاطفی بشریت. حتی داخل اش هست که چطور اینجا و آنجا را گاز بگیرید! ای شیطون ها. فرهاد های هندی برای آب شدن قند دل طرف خوردن و لمس کردن و لیسیدن را یاد می گرفتند، فرهادهای ما می زدند به کوه و کلنگ کاری می کردند و از آن بالا منتظر بودند بهشان بگویند خوب است دیگر، بیا پایین. پایین هم می آمدند و می دیدند شیرین رفته! بلاهت تا کجا؟ کم کم فشارهای دینی بر خصوصی ترین مسایل عاطفی مردم آغاز شد. ادیان همیشه روی روابط عاطفی حساس بودند، بیشتر از همه، مسیحیت و یهودیت. تا ۸۰۰ سال پیش آن رابه شدت کنترل می کردند. بعد از گسترش مسیحیت در اروپا و به خصوص دینی شدن امپراطوری رم، کلیسا به طور گسترده روابط بی‌فاصلگی غیر معمول (non-conventional) را ممنوع و تابو کرد. لیستی هم از آن تهیه کرد. حتی برخی Position ها را. دیگر به پوزیشن ها چکار داری لامصب؟ در امپراطوری کنستانتین اول پوزیشن هایی که زن بالای مرد قرار می گرفت گناه بود. چرا؟ یک دلیل اش این که می گفتند احتمال زاد و ولد می آمد پایین. کلیسا قبل از این که سیب بخورد داخل ملاج نیوتون می دانست با جاذبه زمین، اگر خانم بالا باشد، دوف دوف با مخلفاتش مثل تف سربالاست.

وقتی کلیسا لیست بی‌فاصلگی های غیرمتعارف را جا می انداخت، رابطه دهانی هم از آن بی‌فاصلگی های غیر معمول تابو شد. با کارِ روانی و موعظه گری و … آن را یک گناه بزرگ جلوه می دادند. مثلا خانم هایی که آقا میل می کردند را وعده می دادند که آن دنیا داخل دهان شان سرب داغ می ریزند. یا به مردهایی که زبان و لب های شان را جاهای نامربوط مارکوپولویی می چرخاندند هشدار می داند که آن دنیا زبان شان را با میخ سوراخ سوراخ می کنند. بگویند یک پشه نشسته روی نون بربری تان، شما آن را نمی خوری، وای به حال این بدبخت ها که بهشان می گفتند این قسمت را میل کنید، یک کاسه سرب داغ مجازات تان است. مردم هم باور می کردند. میل نمی کردند. سو تغذیه بد چیزی است.

این ها در متون دینی شان هست. در آن زمان، به خصوص درمنطقه ای که ایرلند کنونی محسوب می شود، مردان و زنانی که Oral Sex می کردند و لو می رفتند را ۴ سال در سیاه چال می انداختند! باور می کنید؟ خوب در نظر بگیرید، اما کیلومترها این سوتر، هندی ها همچنان ملچ ملوچ می کردند و کسی هم کاری به کارشان نداشت، زیر بغل هرکدامشان هم یک Kama Sutra بود. بطور کلی هم دین اسلام، هم دین مسیحیت هر رابطه غیر متعارف بی‌فاصلگی را گناه می دانستند. تعریف های شان از غیرمتعارف اما خیلی متفاوت بود. اما جالب است که اسلام درباره Oral Sex نظری نداده است. تنها درباره خطوط قرمز کلی حرف زده است. مثل تابو بودن بی‌فاصلگی پیش از ازدواج.

تا جایی که می دانم در نحوه بی‌فاصلگی مردم وارد نشده است. حال این که در کتب عهد عتیق مسیحیت، حتی درباره جزئیات بی‌فاصلگی مردم در خانه های شان گناه و مجازات تعیین شده بود. بعدها مسیحیت از این همه سخت گیری خود به خود پوکید و ناگهان خودش را از دنیای روابط خصوصی عاطفی مردم بیرون کشید. دنیای یهودیت و اسلام اما همچنان سخت گیری های شان را حفظ کرده اند. روحانیون یهودی، بسیار سخت گیرتر از روحانیون اسلامی. وارد اوایل قرن ۱۹ ام و دنیای مدرن که بشویم هنوز در اروپا Oral Sex به شدت غیرمعمول بود، نکوهیده بود، اما چون کلیسا قدرتش را از دست داده بود کسی به خاطر آن مجازات نمی شد. طبیعتا مردم هم به سمت اش دوباره گرایش پیدا کرده بودند. اما هنوز خیلی مردانه بود.

یعنی سرویس عاطفی بود که آقا از خانم می گرفت. از آن با عبارت Prick eating یاد می کردند. اما از قرن ۲۰ ام بود که در غرب Oral Sex از لحاظ فرهنگی دوباره به عنوان بخشی از فانتزی بی‌فاصلگی پذیرفته شد. حتی وارد ادبیات و متون غربی ها شد. و اصطلاح هایی مثل Blow-job یا Dickylicker میان مردم باب شد. امروز بیشتر با عنوان Foreplay از ان یاد می شود و به خصوص در امریکا خیلی پارتنرها دوست دارند پیش از بی‌فاصلگی Foreplay داشته باشند. یعنی ترکیب معاشقه و رابطه دهانی. در فرهنگ کشوری مثل آمریکا، این که دختران و پسران در تجربه و کارنامه رابطه های شان (Sexual repertoire)، تجربه های foreplay داشته باشند می دانم مهم است. اتفاق جالبی که افتاد این بود که بعد از قرن ۲۰ ام، Oral Sex از حالت تنها زن برای مرد خارج شد، یعنی این مهم شد که مردان هم بتوانند با انجام آن خانم ها را به ارگاسم برسانند. تحقیقات نشان داده در کشورهای جهان سوم هنوز این مساله بیشتر برای مرد اتفاق می افتد.

آیا این به معنی همه گیر شدن رابطه دهانی در جایی مثل امریکا بود؟ البته که خیر. در آمریکا انستیتوی کینزی (Kinsey Institute) همیشه روی مسایل مربوط به بی‌فاصلگی در جامعه امریکا تحقیق می کند و همه چیز را زیر نظر دارد. در سال ۲۰۱۵، تنها ۸۱ درصد امریکایی ها آن را بخشی از رفتار جنسی عاطفی شان دانسته اند و از آن لذت برده اند. در اصل نزدیک به ۱۹ درصد مردم یا به دلایل مذهبی هنوز از آن طفره می روند، یا به آن علاقه ندارند. اما فراموش نکنیم در همان سال ۲۰۱۵، احتمالا هندی ها هنوز به شکلی خستگی ناپذیر مشغول بودند. خدا قوت واقعا، سینه به سینه تجربه ها را انتقال می دادند بی امان.

برداشت دوم – خواستن

واقعیتش را بخواهید Oral Sex یک انتخاب کاملا دو نفره است. خاصه در فرهنگ ایرانی که فرهنگی بسیار نجیب و خجالتی است در این زمینه ها. مثل بی فاصله شدن یا SEX، ما باید درک کنیم OS حتی در همین جامعه مدرن هنوز یک مساله کاملا احساسی است. ظریف است. خاصه برای روح یک زن که مثل یک کریستال شکننده است و راحت لَک می شود. من متاسف هستم برای مردانی که OS را یک بایدِ رابطه می دانند. مسخره است. ما حق نداریم از پارتنرمان چنین چیزی را بخواهیم مگر خودش آغاز کننده باشد. این را بفهمیم. حتی انگشت اعتراض من به سوی مردانی است که می دانند پارتنرشان این کار را تنها “به خاطر آن ها”، نه با خواسته قلبی اش انجام می دهد، اما باز درخواست می کنند.

شما می بینید او با سختی این کار را می کند، چطور می توانید شاهد این صحنه احمقانه باشید؟ چطور می توانید یک طرفه لذت ببرید؟ از بیرون همان لحظه به خودتان نگاه کنید و ببینید چقدر صحنه بی خود و متروکی است. “احساسِ عمیق”، قلب هر رابطه ای است که از یک بوسه شروع می شود و تا بی فاصلگی ادامه می یابد. فکر می کنم یک خانم، مادامی که این احساس عمیق را در خود پرورده باشد، خودش را در دنیای ما چون یک پرستوی زیبا رها می کند. اما همه هوشمندی یک مرد به فهم وجود این “احساس عمیق” است پیش از هر درخواستی. پیش از هر نزدیک شدنی. او می تواند با نفهمی اش این پرستو را بکشد، و با مردانگی اش در فهم مینیاتوری های عاطفی به او پر پرواز بدهد. بسیاری از زن ها، مادامی که این حس به عمق اش نرسیده، اراده ای برای تجربه هایی ندارند که برای ما مردها فانتزی های جذاب است و اما برای آن ها تنها “تن دادن” است. امیدوارم ما مردها در این اتمسفرها، مردانگی را نه با آناتومی مان، که با طرز نگاه مان نشان بدهیم.

Print

درج دیدگاه

نوشته های مشابه