صفحه اصلی فرهنگفرهنگِ زیبایی تراکوتا

تراکوتا

نوشته پرنس‌جان
فرهنگِ زیبایی

۱۹۰ سال پیش، درست در ماه‌هایی که چارلز داروین، زیست‌شناس و صاحبِ تئوری تکامل تدریجی انسان‌ها سر کلاس زمین شناسی دوره لیسانس اش نشسته بود و خبر نداشت در آینده یکی از مشهورترین اندیشمندان جهان می‌شود، در فرانسه، کیلومترها دورتر، یک شرکت لوازم آرایشی و بهداشتی خانوادگی به نام Guerlain افتتاح شد.

شرکتی که استودیوی (خانه) طراحی رایحه‌هایش، بعدها، خالق مشهورترین عطرهای جهان شدند. سال‌ها که گذشت، شرکت مادر LVMH که صاحب کمپانی مدِ Louis Vuitton و کمپانی تولیدِ کنیاک Hennessy (نوشیدنی الکلی) بود شرکت Guerlain را خرید و زیرمجموعه خودش کرد.

خیلی جالب است که علاقه سال‌ها پیش من به دنیای پرفیوم، با عطرهای Guerlain شروع شد. صادقانه که بگویم، در اولین شب رومانتیکی که در زندگی‌ام داشتم، گِرلن یک نقش خارق العاده و پر رنگ داشت. دیده‌اید که می‌گویند گاهی یک عکس می‌تواند برابر با هزاران حرف باشد؟ آن شب، برای من‌ای که مقابل یک دختر خانم هنوز حسابی خجالتی بودم، به جای من آن رایحه مردانه گرلن‌ای که پوشیده بودم حرف زد و حرف زد و حرف زد کمی بعدش هم… بگذریم…

چند هفته پیش با یکی از عطرهای زنانه گرلن با عنوان Terracotta le Parfum (تراکوتا لی پَغفِم) آشنا شدم. تراکوتا برای ما معمارها کلمه‌ای غریب نیست. اشاره به نوعی پوشش سفالین یا خاکی پخته است که ۳۰۰۰ سال پیش برای ساخت آجرهای قرمز رنگی که در معابد بین النهرین سومری‌ها و آکدها و بعدها کاخ‌های مصری‌ها استفاده می‌شد. چینی‌ها نیز از ماده تراکوتا برای ساخت مجسمه‌ها و تندیس‌های‌شان استفاده می‌کردند.

عطر تراکوتا را که به صورتم نزدیک کردم، گویی در حال قدم زدن در کوچه پس کوچه های سومر بودم. وارد پرستشگاهی با ستون هایی عظیم شدم. دیوارهایش بوی کلوچه‌های مادربزرگ می‌داد. از کف معبد سرمایی به پاهایم می‌رسید. تا چشمانم به تاریکی عادت کنند آرام آرام به حیاط معبد رسیدم، حوضکی بود و گیاهانی سبز و گل‌هایی وحشی. آن سوتر، درختان نارگیل روییده در کنارش، این بوی گرم و خاکین و کلوچه ای، جای خود را به رایحه‌ای محجوب و کم رنگ از یک سبزی تلخ و عطر عجیب پوست نارگیل ها داد.

مست شمیمی که از لابه لای ستون های معبد می آمد شدم. به حوض که نزدیک می شدم تلخی گل‌های چمپا کم کم جایش را به شیرینی گل‌های رازقی می‌داد. آن سوتر، عطر بوته‌های یاس سحر و جادو می کرد. فضایی شعف انگیز و پر آرامش که دلم می خواست ساعت ها در آن بخوابم. آرامش عطر معبد و روحی مرموز مرا فرا گرفته بود.

از حیاط دورتر می شوم و به دالان های تاریک قدم می گذارم، از آن سبزی و خنکی کاسته می شود و دوباره به گرمی و رایحه هایی تازه می رسم. صدایی می آید. زنی زیبا و با وقار با لباسی بلند و گوهر دوزی شده، با یک سینی پر از گل های وانیل و یاسمن و شکوفه پرتقال از کنارم رد می شود. حال این رایحه نارگیل حیاط و عطر سینی گل های سفید است که مرا در این معماری مخدرِ سومری ها مست کرده است.

تراکوتا لی پغفم، با چنین رایحه‌هایی، از نظر من یک عطر نجیب، پیچیده و خاص برای زنی زیبا و خوشگذران است. زنی که شادست و اما متکبرانه رخصت نمی دهد هر مردی به قلبش نزدیک شود. چون معبدی با رازهای نهفته در خود. تراکوتا لی پغفم، با رایحه ی تشریفاتی و خوش ساخت، که خانه طراحی عطر Guerlain، تا بوده، استادانه از پس خلق آن برآمده است یکی از خوش بوترین های این خانه عطر برای خانم ها است.

عطر Terracotta، شخصیت اصلی‌اش را ساعتی بعد نشان می‌دهد، تندی ابتدایی‌اش تلخ و خطی، اما مثل رنگی که بر بوم نقاشی می‌نشیند، به مرور رایحه‌های شگفت انگیز و تازه و پنهانِ گُل و پودری‌اش را رسوا می‌کند. از آن عطرهایی که دوست دارم بر گیسوان چون آبشار زنی آن را بیافشانم، از پشت در آغوشش بگیرم و سر در گیسوانش آنقدر نفس بکشم تا که خوابم ببرد.

Print

درج دیدگاه

نوشته های مشابه