صفحه اصلی سیاستسیاستِ آمریکایی دولت در سایه

دولت در سایه

نوشته پرنس‌جان
سیاستِ آمریکایی

برداشت اول

کوتاه اگر بگویم، سازمان اطلاعات آمریکا، همیشه عملیات هایش را در دو سطح متفاوت انجام می دهد. عملیات های سری (Covert Operation)، و عملیات های زیرزمینی (Clandestine Operation). آن ها عادت دارند پس از گذشت ۷۰ سال، بسیاری از عملیات های زیرزمینی خود را فاش (Freedom of Information Act) کنند. CIA در مقابل، عملیات های سری را نه تنها فاش نمی کند، که انکار می کند. عملیات هایی که در دانشگاه به آن ها می گفتیم No-Man’s-Land، یعنی سر به مهر می مانند. به عنوان نمونه عملیات CIA در سرنگون کردن مصدق حدود ۶۸ سال بعد فاش شد. عملیاتی که اگر با حمایت انگلستان اتفاق نمی افتاد، “شاید” سبب تغییر مسیر تاریخِ دموکراسی در ایران می شد.

به نظرم دوران عملیات های CIA، به دو دوره قبل از ظهور بن لادن و بعد از آن تقسیم می شود. این را از بودجه عمومی، حجم و خروجی عملیات ها می شود فهمید. پس از حادثه سپتامبر بود که نه تنها سازمان های امنیتی موازی در آمریکا بوجود آمدند، که سازمان سیا مبدل به عظیم ترین و قدرتمندترین سیستم کسب اطلاعات در جهان شد. برخلاف تصور عموم، این ارتش نیست که در انحصار کامل ریاست جمهوری آمریکا است. بسیاری از عملیات های نظامی در آمریکا، نیاز به تایید کنگره و سنا دارد. از این رو رئیس جمهورهای آمریکا عادت دارند ازطریق سازمان سیا، به عنوان یک سازمان عملیاتی ضربتی، بدون نیاز به تایید آن دو نهاد برای رسیدن به اهداف شان اقدام کنند.

ماموران خارج از Office این سازمان چگونه کسب اطلاعات می کنند؟ آن ها که به Operative مشهور هستند و حدود ۴۰۰۰ نفر تخمین زده می شوند، از تکنولوژی های پیچیده و فنآوری های فرا زمینی گرفته تا موادمخدر، بی‌فاصلگی (SEX)، الکل و پول برای کسب اطلاعات و نفوذ در میان نظامیان، دیپلمات ها و افراد کلیدی دیگر کشورها، حتی کشورهای دوست استفاده می کنند. بسیاری از تکنولوژی هایی که امروز برای Public قابل استفاده است مانند دوربین های دیجیتال روی تلفن همراه، از سال ۱۹۷۹، یعنی ۳۹ سال پیش، با دقت ۲ مگاپیکسل توسط CIA استفاده می شده است. حال می توانید تصور کنید که امروز، آن ها از لحاظ فنآوری چقدر می توانند پیش روتر باشند. یا این که سال ها توسط دختران زیباروی اکراینی و مجارستانی و هنرپیشه های درجه دو سینمای هالیوود از سران کشورهای عرب به خصوص عربستان و لبنان کسب اطلاعات می کردند و به اسرائیلی ها انتقال می دادند.

آن ها در کشورهایی چون ایران، عراق، گرجستان یا مصر با فراهم کردن فرصت های تحصیلی برای فرزندان افراد پرنفوذ، پرداخت هزینه درمان وابستگان درجه یک این افراد، و پیشنهادهایی مشابه برای دانشمندان یا افراد نخبه مشغول در نهادهای حساس ، آن ها را تشویق یا وادار به انتقال اطلاعات می کنند. سازمان CIA، با واسطه یا بی واسطه، هر روز، و هر ساعت در حال یافتن افراد مناسب (Right People) برای کسب اطلاعات و انجام پروژه های نفوذِ میدانی است. در فضای کسب اطلاعات غیرمیدانی، اخیرا، جنگ اطلاعات آنچنان بالا گرفته که CIA، و موساد و FSB (روسیه)، با استفاده از بدافزارها و ویروس های اینترنتی اقدام به نفوذ و کسب اطلاعات از کشورها می کنند. بدون شک، بزرگترین عملیات رسوخ و هک سیستم از زمان پیدایش دنیای کامپیوتر تاکنون به دستور باراک اوباما و واحد ۸۲۰۰ (Unit 8200) ارتش اسرائیل بر علیه ایران انجام شد که احتمالا سبب اختلال و نشت اطلاعات گردید. پخش ویروس Stuxnet که یک خرابکاری محرز در نیروگاه اتمی بوشهر بود.

ادعا می شود CIA برای آن به میان کارشناسان روس شاغل در این نیروگاه نفوذ کرد و این ویروس را از طریق فلش مموری یکی از آن ها وارد سیستم های نیروگاه نمود. استاکسنت یکی از پیچیده ترین و حیرت انگیزترین ویروس های جهان از لحاظ الگوریتم رفتاری بود. ایرانیان با مطلع شدن از آلوده شدن سیستم ها جلوی گسترش آن را اما سد کردند. پیچیدگی رفتاری Stuxnet تنها در انتقال اطلاعات نبود، بلکه با بالا بردن غیرعادی دور حرکت سانتری فیوژها، سبب داغ شدن و سوختن و از کارافتادن آن ها می شد. پس از این اتفاق بود که ایران برای انتقام از این دو کشور با منظم و قدرتمند کردن ارتش سایبری اش موفق شد به نقاط حساس نظامی یا دولتی آمریکا و اسرائیل نفوذ و دست به رشته عملیات های چشم در برابر چشم بزند. ارتش سایبری ایران حتی موفق شد به تاسیسات نظامی اسرائیل و برق رسانی و آب رسانی ایالات متحده ضربه هایی وارد کند. اتفاقی که رسانه ای نشد اما به عنوان انتقام ایران از نفوذ Stuxnet به تاسیساتش تلقی شد.

پس از آغاز جنگ بر علیه القاعده بود که CIA یک پروژه عجیب و غریب با عنوان Greystone را آغاز کرد. عملیات سنگ خاکستری با هزینه ۱ میلیارددلاری اولیه اش در اصل برای ترور رهبر القاعده، بن لادن بود. بعدها این پروژه به عراق کشیده شد. اداره تخمین امنیت ملی آمریکا (NIE) اعلام کرده بود که عراق سلاح کشتار جمعی (WMD) ندارد، اما CIA با پرونده سازی و آماده سازی یک مهندس نظامی با نام رمز Curvebella برای دادن گزارش های دروغ درباره سلاح های کشتار جمعی و شیمیایی عراق به روزنامه های انگلیسی، احساسات دیپلمات های اروپایی را تحریک کرد. سازمان CIA موفق شد با به راه انداختن جنگ روانی و نرم، کنگره آمریکا و کشورهای اروپایی را ترغیب به حمله به عراق کند. اتفاقی که نخست وزیر انگلیس تونی بلر، بعدها به خاطر گمراه شدن درآن توسط امریکایی ها، به شکل رسمی از مردم انگلستان عذرخواهی کرد.

عملیاتی که سبب شد با نبودن صدام حسین و از میان رفتن هسته مرکزی دولت در عراق، گروه داعش که افراد رده بالای آن از افسران امنیتی بعثی استخبارات عراق بودند پدید آید. رافض احمد الوان، مهندس نخبه ای بود که بعدها مشخص شد CIA با وعده دادن اقامت به او و خانواده اش، او را وادار به گمراه کردن رسانه های غرب برای دادن اطلاعات گمراه کننده بر علیه کشورش و درباره توان نظامی صدام حسین کرده است.

برداشت دوم

بازگشتم به آمریکا مصادف با مراسم تحلیف باراک اوباما بود. امنیتی ترین مراسم یک رئیس جمهور در سطح جهان. با این که مقابله با احتمال وقوع عملیات تروریستی در آمریکا برعهده FBI است، اما CIA برای پرزیدنت سنگ تمام گذاشت. لحظه ای که اوباما سخنرانی می کرد، چهار و نیم تن شیشه ضد گلوله میان او و حضار بود. ادعا می شود ۲۵ هزارو ۶۰۰ مامور امنیتی تربیت شده توسط CIA در سراسر واشنگتن، ویرجینیا و مریلند در میان مردم گمارده شده بودند. SMS ها، ایمیل ها و مکالمات تلفنی همه افراد ساکن در این سه منطقه هر ثانیه کنترل می شد.

توسط اتومبیل های سیار CIA که بر روی آن ها دیش ها و برچسب های شبکه های خبری بود، ذرات هوا لحظه به لحظه برای جلوگیری از حمله بیولوژیک در مراسم آزمایش می شد. ۷۰۰ تک تیرانداز (Sniper) از داخل هلیکوپترها و پشت بام ها منطقه را کاور می کردند. آن ها می توانستند علی رغم وجود بادِ با سرعت بالا (۲۵–۳۱ mph) در روز مراسم تحلیف، سکه یک دلاری را از یک کیلومتری مورد هدف قرار دهند. سازمان CIA آن روز، از ۵۶ سازمان زیرمجموعه اش برای تامین امنیت کمک گرفت. در میان آن ها حتی طیف وسیعی از مذاکره کنندگان آماده برای گفتگو با گروگانگیران احتمالی، نیروهای SWAT و متخصصان تحلیلگر رفتاری بودند که از طریق دوربین های به ظاهر رسانه ای در اطراف کاخ سفید یا دوربین های وصل شده به پایه هلیکوپترهای Black Hawk در بالای مراسم، در حال تماشای حالت بدن، میمیک صورت و زبان بدن شرکت کنندگان یا مردم حاضر در صحنه برای پیش بینی رفتارهای Aggressive یا خطرناک بودند.

سازمان CIA، در حالیکه که همه افرادی که از ده روز پیش از تحلیف و همه اعراب و آفریقایی تبارهایی که چک های بالای ۲ هزار دلار نقد کرده بودند را مورد بررسی قرار می داد، خواست تا به خاطر دزدیده شدن یک اتومبیل پلیس ۷ روز قبل ازمراسم، سیستم شماره گذاری روی سقف اتومبیل های پلیس برای تشخیص حضور احتمالی اتومبیل گم شده در مراسم تحلیف تغییر کند. آن ها حتی به بررسی پیشینه تمام مشتریان اخیر فروشگاه های کشاورزی و خدماتی آمریکا پرداخته بودند که از ۶۵ روز قبل از مراسم اقدام به خرید کود شیمیایی کرده بودند. ماده‌ای که می تواند برای ساخت بمب انتحاری بکار رود. همه این اطلاعات به طور همزمان در مرکز تحلیل تهدیدها (Washington Regional Threat Center) و FBI برای بار دوم آنالیز می شد. همین مرکز بود که اعلان هشدار داده بود که در تظاهرات اعتراض به سقط جنین که سه روز پیش در اطراف کاخ سفید برگزار شده بود، سه زن در حال عکس برداری از جایگاه آماده تحلیف هستند، مراسمی که ۸ دقیقه بعد از شروع، FBI افرادی را در آن دستگیر کرد.

وقتی صدها تن از بهترین غواصان نظامی کشور در زیر دو رودخانه Potomac و Anacostia، در زیر آب در حال ارسال اطلاعات از سلامتی آب یا نبود شی مشکوک برای مراکز فرماندهی سیار CIA بودند، آن سوتر، در پناهگاه زیر زمینی مخوف Cheyenne (Cheyenne Mountain Complex)، نخبگان ارتش در کنار نخبگان سیا مشغول رصد و تحلیل هر حرکت مشکوک افراد حاضر در مراسم بودند. آنها همچنین آمادگی انتقال رئیس جمهور و معاون او به این مرکز زیرزمینی در صورت وجود یک بحران را داشتند. آمریکایی ها اتفاقا به دنبال یافتن سازه های مشابه Cheyenne در ایران هستند. سازه هایی که از سال ها پیش به عنوان محل اسِکان سران در زمان های بحرانی یا پناهگاه های زیرزمینی موشکی استفاده می شود. گفته می شود تلاش آن ها که اخیرا قصد داشتند از طریق فعالیت های به ظاهر محیط زیستی افراد آموزش دیده برای یافتن نشانه هایی از این پناهگاه ها اقدام کنند توسط نیروهای امنیتی ایران شناسایی شده است.

برداشت سوم

سابقه عملیات های CIA در ایران، از سال ۱۹۵۲، یعنی ۶۷ سال پیش آغاز شده است. اولین حضور رسمی آن ها عملیات سرنگونی دکتر مصدق بود که می شود آن را ترورِ روند دموکراسی در ایران محسوب کرد. این که چرا CIA و MI6 انگلستان هربار در ایران بارقه هایی از دموکراسی شکل گرفته وارد عمل شده و سیستم سیاسی ایران را به عقب رانده خود پرسشی جدی است. ریگان، رئیس جمهور آمریکا دوبار از ایرانیان ضربه خورد. یکی به خاطر حادثه گروگانگیری کارمندان سفارتش در تهران، و دیگری به خاطر حادثه گروگانگیری دیگری در لبنان، که شهید عماد مغنیه آن را رهبری می کرد. پس از حادثه سفارت، یکی دیگر از مهمترین حوزه های ورود CIA به ایران، تدارک دیدن معامله ای بود که در ازای ارسال موشک واسلحه به ایران برای جنگ علیه عراق، ایران شهید مغنیه را راضی به آزاد کردن گروگان ها در لبنان کند.

اسرائیل که در آن زمان صدام حسین را دشمن شماره یک خود می دید، به عنوان یک کاتالیزور، نه تنها پس از عملیات موفق و شگفت انگیز هوایی ایرانیان (Operation Scorch Sword) در بمباران نیروگاه هسته ای عراق، در راستای تکمیل عملیات ایران، اقدام به بمباران هوایی (Operation Babylon) سایت های نیروگاه اتمی عراق کرد، که گفته می شود تصمیم گرفت برای سرعت بخشیدن به آزادی گروگان های آمریکایی، از انبارهای خود به جای امریکا به ایران اسلحه و مهمات ارسال کند. مساله همکاری پنهانی و دیپلماتیک -نظامی ایران، آمریکا و اسرائیل در اوایل جنگ تحمیلی از موضوعاتی است که در ایران درباره آن صحبت نمی شود اما در آمریکا با رسوایی ایران کنترا (Iran Contra affair) شهرت یافت و در نهایت سبب نابود شدن آینده سیاسی رونالد ریگان شد. نشریه فارین پالیسی در سپتامبر ۲۰۱۳ اما اعلام کرد مذاکره کننده ارشد ایران در این همکاری سه جانبه آقای حسن روحانی بوده است. آیا این مساله واقعیت دارد؟ هنوز نمی دانیم.

سازمان CIA ، و همین طور سازمان موساد اسرائیل، از سال های بعد که ایران در راس دشمنان این دو دولت قرار گرفت همیشه در صدد جمع آوری اطلاعات و نفوذ به دیپلمات های سطح بالا، نظامیان و مراکز حساس علمی و نظامی ایرانیان بوده اند. اما کنترل شدید ایران روی عبور و مرور توریست ها، قطع روابط دیپلماتیک و همین طور بستن خیلی از راه های معمول از جمله ورود قدرتمند سازمان اطلاعات سپاه به دایره بازی، سبب شد که CIA، به دنبال راه های جایگزین و غیرمستقیم برای کسب اطلاعات از ایرانیان باشد.

امروزه یکی از آشکارترین راه ها برای انتقال اطلاعات به مراکز تحلیل CIA، انتخاب افرادی در ایران یا خارج ازایران است که در صورت دستگیری یا افشا شدن عملیات، قبول جاسوس بودن یا ناقل اطلاعات حساس بودن برای آن ها نه تنها مضحک و غیرقابل قبول به نظر آید، که معرفی آن ها سبب تولید هزینه های رسانه ای فراوان برای حکومت ایران شود. آن ها برای آماده سازی Sleeperها، ماه ها برنامه ریزی های پیچیده می کنند و ممکن است هرکسی را انتخاب کنند. افرادی که آن ها را در موقعیت های قطعی، برای کسب اطلاعات حساس و قابل استفاده آماده می کنند.

به همین سبب جامعه دانشمندانی که در مراکز حساس کار می کنند، فرزندان مقامات کشوری، افراد فعال در زمینه حقوق بشر، معماران و مهندسان بناهای حکومتی و نظامی کشور، دانشجویان نخبه بورسیه در غرب، روزنامه نگاران فعال در نهادها، رانندگان و محافظانِ مقامات، بازنشستگان نظامی و امنیتی، افراد فعال در اتاق های بازرگانی، بانک ها و حتی پزشکان و پرستارانی که بر درمان مقامات ایران نظارت دارند تنها بخش بسیار کوچکی از مهمترین اهداف انسانی آن ها برای کسب اطلاعات میدانی هستند. پای کسب اطلاعات و جاسوسی که به میان آید، هیچ فردی ایمن نیست. نیروهای امنیتی به خوبی واقفند که هرکس نقطه ضعفی دارد و این مهم برای سرمایه گذاری بر روی او کافی است. به همین سبب کسی ممکن است بداند که یک جاسوس استخدام شده نیست، اما نداند شیوه سو استفاده سازمان های امنیتی از او به گونه ای است که بدون این که خود بداند، عامل انتقال اطلاعات حساس شده و بر علیه امنیت ملی فاجعه آفرینی کرده.

ده سالی است که FBI به طور مداوم سعی می کند با ویدئوهای آموزشی به دانشجویان آمریکایی در چین و روسیه بیاموزد که این دو کشور به سادگی می توانند از آن ها Sleeper بسازند و برعلیه امریکا مورد استفاده شان قرار دهد. از این رو اگر روزی متوجه شدید در ایران یک استاد فیزیک دانشگاه، محقق محیط زیست یا فعال حقوق بشری متهم به اقدام علیه امنیت ملی به خاطر افشا یا انتقال اطلاعات شد خیلی تعجب نکنید، زیرا او ممکن است به سادگی خواسته یا ناخواسته، عامل انتقال اطلاعات حساس شده باشد.

Print

درج دیدگاه

نوشته های مشابه