صفحه اصلی سیاستسیاستِ آمریکایی آمریکا علیه آیت‌الله

آمریکا علیه آیت‌الله

نوشته پرنس‌جان
سیاستِ آمریکایی

رک و راست که بگویم، دولت امروز ایالات متحده به ریاست پرزیدنت ترامپ می رود تا با هدفی متمرکز و جدی، برای نخستین بار در طول تاریخ آمریکا، تهاجمی ترین و براندازترین کابینه را برعلیه حکومت ایران تشکیل دهد. به خدمت گرفتن پنجگانه ی قسم خورده ترین دشمنان حکومت ایران و تشکیل گروه مرگ، یعنی جان بولتون (مشاور جدید امنیت ملی آمریکا)، مایک پومپئو (وزیر جدید امورخارجه آمریکا)، استیون منوچین (وزیر خزانه داری)، نیک هیلی (نماینده ایالات متحده در سازمان ملل) و جیمز مَتیس (وزیر دفاع آمریکا)، تنها قرار است یک پیام مهم را در سال ۲۰۱۸ از سوی واشنگتن به دنیا مخابره کند.

این که آن ها اراده ای قوی برای Regime Change یا براندازی حکومت ایران تا پیش از پایان ریاست جمهوری دانلد ترامپ دارند. این که این برنامه ۲ ساله یا ۶ ساله هست و این که آن ها موفق می شوند یا خیر، هنوز هیچ کس نمی داند. در نتیجه، نه تنها حکومت ایران اگر حمایت اکثریت مردم اش و همین طور دولت مسکو را از دست بدهد، همه چیز را در چند سال کوتاه آینده از دست خواهد داد، که ایران به سوی تجزیه احتمالی نیز پیش خواهد رفت تا ایده “منطقه قوی” با تعریف آمریکا و اسرائیل و عربستان در ده سال آینده شکل بگیرد. اما این گروه مرگ، این پنج نفری که قرار است ایده ترامپ را برای Regime Change در صورت وارد معامله نشدن جمهوری اسلامی با آن ها وارد مرحله دوم کنند چه کسانی هستند؟ و از چه رو برای این کار انتخاب شده اند؟ با هم مرور می کنیم.

– جان بولتون
مشاور جدید امنیت ملی آمریکا

آقای بولتون، یکی از معدود سیاستمداران سیبیلوی آمریکا، به دلیل روحیه خشن و عصبی اش، حتی در میان گروه زیادی از سناتورهای آمریکایی منفور است. اعتقادی به مذاکره ندارد و ایده او دقیقا مانند سران نظام ایران است. “همه، یا خودی اند، یا غیر خودی. و چون غیرخودی را نمی شود خودی کرد، پس باید حذفش کرد.” جان بولتون بداخلاق که روس ها را اتفاقا خیلی خوب می شناسد و استاد مذاکره با آن هاست یکی از ماموریت هایش برداشتن حمایت روسیه از روی ایران به شکل تدریجی است. آیا او موفق می شود؟ مشخص نیست. نه تنها روسها نسبت به منافع خود به شدت حساس اند که ایده “منطقه قوی” را با تعریف امریکایی ها به سادگی نمی پذیرند. جان بولتون تنها شهرتش به این سبب نیست که همیشه اذعان کرده باید به دولت تل آویوو چراغ سبز نشان داد تا مانند حمله به سایت های هسته ای سوریه و عراق، به سایت های ایران نیز حمله کند. بلکه شهرت دیگرش، به خاطر داشتن روابطی در سطح عالی با گروهک مجاهدین خلق و حضور و حمایت کامل او از فعالیت های آن هاست.

پس از مرگ مسعود رجوی که هنوز رسما اعلام نشده، مریم رجوی با تشکیل لابی هایی که عمدتا نتیجه خرج پول هنگفت بود، توانست حمایت افرادی از جمله جان بولتون، گینگریچ و رودی جولیانی شهردار نیویورک را جلب کند. سرمایه گذاری ای که امروز جواب داد. بدین ترتیب می شود گفت سازمان مجاهدین خلق (منافقین) برای مدتی نامعلوم می تواند در بالاترین سطح دسترسی اش به کاخ سفید قرار بگیرد. سطحی که در زمان باراک اوباما تقریبا به صفر رسیده بود. جان بولتون همان کسی است که موسسه iSight اعلام کرد سال ها پیش هکرهای وابسته به حکومت ایران با جا زدن خودشان به جای او، از کانال صفحه لینکدینش توانستند از طریق مکالمات مصنوعی با چندین مقام امریکا، به جمع آوری اطلاعات مختصری از لابی های شکل گرفته بر علیه تهران دست پیدا کنند. در هر حال، امروز یکی از مهمترین پست های اجرایی و موثر در کاخ سفید، به یک سیاستمدار بسیار تندرو و قسم خورده برای براندازی حکومت ایران تعلق گرفته است.

– مایک پومپئو
وزیر جدید امورخارجه آمریکا

یک دلیل اصلی اختلاف پرزیدنت ترامپ با رکس تیلرسون (وزیر سابق امورخارجه آمریکا)، مساله بهم زدن برجام به جای نگاه داری از آن بود. امروز دقیقا نقطه نظر مشترک ترامپ با مایک پمپئو اما در همین است.هر دو تمایلی آشکار برای خارج شدن از توافق برجام دارند. آقای پمپئو، که به خاطر شکمو بودن این روزها با مشکل کلسترول بالا و درد زانو ناشی از تُپلی مفرط دست و پنجه نرم می کند، پیش تر رئیس سازمان CIA آمریکا بود. فردی بسیار زیرک، کینه ای، روراست، اهل فکر و با روحیه ای نظامی است که اعتقادی به چیدن میز گفتگو با حکومت تهران ندارد. او که مانند وزیر سابق، ثروت زیادی از سرمایه گذاری در صنعت نفت به جیب زده، می گوید براندازی یا حمله نظامی به حکومت آیت الله تنها دو گزینه ای است که باید پرزیدنت ترامپ بدان فکر کند. مایک، ضد سپاه ترین عضو کابینه ترامپ نیز هست و گفته می شود پیش از این دوبار تا جلب حمایت کاخ سفید برای ترور سردار سلیمانی پیش رفته. پیشینه اطلاعاتی او از سال ها فعالیت در CIA، همراه با تنفر او از حکومت ایران آیا می تواند او را تبدیل به دومین و خطرناک ترین مهره دولت ترامپ بر علیه حکومت آیت الله کند؟ به نظر من، بله. او با کمک به وزیر خزانه داری آمریکا از طریق سازمان متبوعش CIA، نقش مهمی در کشف راه های دور زدن تحریم توسط ایرانیان داشت.

با آمدن مایک پومپئو سیاست خارجه وزارت امورخارجه همان خواهد بود که کاخ سفید می خواهد. بدین ترتیب ترموستاتی که توسط تیلرسون (وزیر سابق امور خارجه) در مسیر تماس، برای پیش گیری از برخورد سخت با حکومت ایران بود امروز دیگر وجود ندارد. گفته می شود مایک مشوق راه اندازی سیستمی پیچیده در CIA برای بررسی محتوی صفحات اجتماعی مسلمانان جهان روی اینترنت بوده است. همین طور او قبل از ریاست CIA، با رفتن به دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن درخواست سفر به ایران کرد. رد شدن درخواستش اما توسط دولت تهران، سبب شد او بهم خوردن این سفرش را “شرم آور” اعلام کند. باید دید محروم شدن او از خوردن قطاب خلیفه یزد و از دست دادن چلوکباب سلطانی نائب سبب می شود تا حکومت آیت الله را ساقط کند؟

– استیون منوچین
وزیر امور خزانه داری آمریکا

ساده اگر بگویم، مهمترین نهاد طراح و مجری تحریم در آمریکا، وزارت خزانه داری است. وزارتی که FBI، CIA و گروهک مجاهدین نقش مهمی در دادن اطلاعات به آن برای تنظیم الگوی تحریم ها داشته اند. اطلاعاتی که از رضا ضراب اخذ شد نیز الگوهای تحریم دولت تهران را پیچیده تر و موثرتر کرد. استیون منوچین، پر سروصدا ترین تصمیم اخیرش، اعطای مجوز برای اجرای پروژه اینترنت آزاد در ایران است. براساس این پروژه به زودی یک اینترنت غیرقابل سانسور و با پهنای باند بالا آرام آرام در اختیار ایرانیان قرار خواهد گرفت. او همچنین اجازه تجارت تجهیزات پیچیده الکترونیک را برای آزادسازی گردش اطلاعات نیز فراهم کرد. بدین ترتیب مهمترین تصمیم اخیر استیون، تاکید بر “آزادی بیان” با آغاز طرح های زیربنایی برای اینترنت غیرقابل سانسور و رایگان در محدوده ایران است. آیا به ثمر می رسد؟ به نظرم عمرِ فیلترینگ در ایران نهایت ۳ سال دیگر است.

استیون، در اصل یک بانکدار ثروتمند است. او که علاقه زیادی به خرید انواع عینک با فریم های مشکی دارد، در داخل آمریکا به خاطر بستن راه های فرار مالیاتی توسط شهروندان شهرت دارد. استیون فارغ از یک بچه مایه دار نیویورکی بودن، به دلیل بانکدار بودن پدربزرگ و پدر و خودش، می شود گفت در اصل با بانک ازدواج کرده است. گفته می شود ذکاوت او در طراحی دقیق ترین تحریم های بانکی بر علیه پیون یانگ، سبب شده که رهبر چاقالوی کره شمالی را به پای میز مذاکره برای تغییر رویه سه دهه اخیرش بکشاند. آیا او می تواند چنین طرحی را با ایران در سر بپروراند؟ به نظرم نه. هدف امروز او دیگر طراحی الگوهای پیچیده تحریم برای به پای میز مذاکره کشاندن تهران نیست، هدف او ایجاد بحران و نارضایتی شدید اقتصادی، و سرنگون کردن حکومت آیت الله از طریق خروش طبقه فقیر و کارگر است. مساله ای که مایک پومپئو موقع پرتقال دزفولی پوست کندن و تعارف به جان بولتون هر لحظه به آن فکر می کنند. آن ها به نابودی اقتصاد حکومت آیت الله توسط استیون نیاز دارند. و نکته نهایی یادمان نرود که هرچقدر حمله به کره شمالی برای ما تحلیل گران محتمل تر بود اما عکس شد. از این رو می توان این احتمال را نیز در نظر گرفت که چیدمان این کابینه برانداز، می تواند نقش سومی نیز داشته باشد. رام کردن حکومت ایران به امتیاز دادن به شرط ماندن. باید دید حکومت زیرک، پرتجربه و پیچیده ایران در مقابل این چیدمان مرگ، در آینده چه استراتژی را برخواهد گزید.

– نیک هیلی
سخنگوی ایالات متحده در سازمان ملل

کمتر کسی فکر می کرد دختری که از پدر و مادری هندی متولد شده، روزی یکی از مهمترین سخنگویان ایالت متحده شود. خارج از مقام یک تحلیل گر، از او بی اندازه بدم می آید. سیاستمداری به غایت دروغگو، ابله، با اعتماد به نفس کاذب و ساده لوح که برای رسیدن به قدرت و شهرت حاضر است حتی تلفنی به ترامپ بدهد. بدهد که به حرف هایش گوش بدهد. در بلاهت نیک هیلی همین بس که تا به حال دو نفر از طریق تقلید صدا و شوخی توانسته اند خود را نخست وزیر کشور هایی جا بزنند، و با او دقایق زیادی “جدی” مکالمه کنند.

مثلا فردی با جا زدن خود به عنوان نخست وزیر لهستان، با نام بردن از کشوری (Pinomu) که وجود خارجی ندارد از نیک هیلی خواست که به مسایل حقوق بشری آن رسیدگی کند. نیک هیلی اما نه تنها در این مکالمه این قول را به او داد که اذعان کرد با دولت چین و روسیه برای فشار آوردن بر مقامات Pinomu در حال تبادل فکر است. نوار صوتی این مصاحبه بعدها پخش شد و مایه آبروریزی گشت. نیک هیلی اما خدمات ارزنده ای در زمینه تشویق زنان در فعالیت های اقتصادی داشته است. او از اولین فرماندارهای زن و از حامیان احترام به اقلیت های دینی در آمریکاست. شاید مهمترین نقطه نظر متفاوت او به پرزیدنت ترامپ، اعتراض او به نگاه رئیس جمهور به مهاجران غیر مسیحی بود.

نیکی را می شود مجری پروپاگاندایی دانست که ایالات متحده از طریق آن قصد دارد با جایگزینی باورِ خطر موشکی ایران برای جهان (به جای موضوع حل شده خطر هسته ای ایران)، دوباره جامعه جهانی را علیه ایران به خشم ۱۰۰ درجه سانتی گراد برساند. او که در اصل نقش Presenter و سخنران را برای سیاه نمایی گروه مرگ بر علیه ایران دارد، بارها و بارها ایران را در سخنرانی هایش سرچشمه تروریست در خاورمیانه خوانده است. می شود او را مجری جنگ روانی بر علیه ایران، در سازمان ملل دانست.

– جیمز متیس
وزیر دفاع آمریکا

تفاوت مهم جیمز متیس با چهار تن قبلی، در اعتقاد او به تلاش های دیپلماتیک است. او اتفاقا یکی از پر افتخارترین و سرسخت ترین ژنرال های نظامی آمریکاست. جیمز اعتقاد دارد خطر روسیه و چین از ایران بیشتر است اما، باید توان نظامی ایران را در خارج از مرزهایش عقیم کرد و به پایان رساند. متیس یک استراتژیست بسیار باهوش و کارکشته است که بی اندازه درمیان نظامیان جهان محبوب و قابل احترام است. او تسلطِ شناختیِ خوبی بر روی سپاه و گروه های شبه نظامی مورد حمایت این نهاد دارد، در اصل مغز متفکرِ نظامی این گروه ۵ نفره است.

ژنرال متیس، دلیل روحیه خشک، بدون رحم و بسیار با دیسیپلین اش این بود که فرزند پدر و مادری بود که هر دو افسر نظامی بودند. مشهور است که گفته با دشمن تان همیشه مودب و با شخصیت باشید، اما لحظه ای در کشتن او شک نکنید! او در زمان دولت اوباما از سمت خود استعفا داد تنها به یک دلیل. اعتقاد داشت اوباما در مقابل ایران نرمی می کند به جای آن که حمله نظامی کند. اکنون اما او بازگشته تا در کنار پرزیدنت ترامپ، ایده هایش درباره Regime Change را در ایران عملی کند، اما این بار با ایده فشار دیپلماتیک. جیمز، که ترجیح داد به جای ازدواج زندگی اش را وقف نظام و آموختن استراتژی جنگ و تاریخ کند، از پر مطالعه ترین و کتابخوان ترین نظامیان آمریکا، با کتابخانه ای با ۷۰۰۰ جلد کتاب مطالعه شده است. همین طور جزو معدود ژنرال های آمریکایی که در هیچ جنگی شکست نخورده است.

جیمز اعتقاد دارد اشتباه ترین کار پیش گرفتن برنامه هایی است که سبب اتحاد و همدلی مردم ایران و حکومت شود. از این رو، او با وجود نظامی بودن، امروز مخالف حمله نظامی به ایران است. از نظر او ضعیف کردن سپاه و همین طور سرنگون کردن حکومت از طریق نارضایتی مردم باید مهمترین هدف برای Regime Change باشد. تنها تفاوت دیدگاه او با پرزیدنت ترامپ بر روی اسرائیل است. او دل خوشی از اسرائیلی ها ندارد. نهایت این که پس از رسوایی اخیر، این که بنیاد دفاع از دمکراسی در آمریکا (Foundation for Defense of Democracies)، به عنوان مشهورترین بنیاد و اتاق فکری که برعلیه حکومت آیت الله پروپاگاندا و تصویرسازی می کند، مبلغی نزدیک به ۲.۷ میلیون دلار از دولت امارات برای تمرکز بر پروژه Regime Change در ایران و ایجاد لابی های گسترده چک گرفته است، نام فردی عرب با عنوان جورج نادر در رسانه ها قرار گرفت.

جورج نادر، ثروتمند و تاجر مشهور لبنانی است که یکی از افراد بزرگ پشت پرده و به شدت لابی گر در همکاری آمریکا، اسرائیل، عربستان و امارات برای از میان برداشتن حکومت ایران تا قبل از پایان ۴۰ سالگی عمر آن است. بنیاد دفاع از دمکراسی (FDD) که مهمترین بنیاد فعال برای بِهم زدن برجام در آمریکاست ، با چاپ، تبلیغ و ارسال بدبینانه ترین گزارش ها برای کاخ سفید و نمایندگان سنا و کنگره مشغول ایجاد این حس در آن هاست که توافق برجام، یک توافق بد است که تنها ایران و اروپا در آن جام پیروزی را روی سرشان برده اند. این بنیاد ادعا می کند دولت واشنگتن می تواند حتی از حمله به ایران تا ۳ بیلیون دلار سود کسب کند. حال باید دید آیا این بنیاد پس از آخرین موفقیتش، یعنی تشویق ترامپ به اخراج تیلرسن، باز هم می تواند درکنار این گروه پنجگانه مرگ، پرزیدنت را وادار به واکنش هایی غیرقابل پیش بینی نسبت به حکومت آیت الله کند؟ از یاد نبریم پرزیدنت ترامپ فردی احساسی، اهل معامله و غیرقابل پیش بینی است. زمان زیادی نگذشته از اعلام او برای پایان خصومتش با دولت پیونگ یانگ و مذاکره با دولت کره شمالی. در صورت به آرامش نشستن رابطه آمریکا و کره شمالی، حکومت تهران تنها دوراه خواهد داشت. پذیرفتن ریسک وارد جنگی عظیم (غیرنظامی) برای بقا با آمریکا شدن، یا مانند کره شمالی، نرمش قهرمانانه را بیشتر نرم کننده زدن. باید منتظر ماند و دید.

Print

درج دیدگاه

نوشته های مشابه