پردهی اول –کامِ بهمن سه برند سیگار بودند که نمیدانم هنوز هستند یا که نه. اسمشان بود سیگار بهمن و فروردین و تیر. شنیدم سیگار بهمن با آغاز انقلاب عرضه شده. اوایل 1980. اگر اشتباه میکنم که هیچ. خاطرم هست رویاش آیهای از سورهای از قرآن بود با این معنی که “با دست خویش، باعث …
برچسب:
جامعه
درباره پدیدهی “حجاب اجباری” و “گشت ارشاد” مینویسم. درباره 40 و اندی سال اجبار زن ایرانی به پوشاندن مو هایش برای به خطر نیفتادن اصول فرعی یک حکومت مذهبی، به خطر نیفتادن بنیاد خانوادهها، و به خطر نیفتادن شریعت. گویی اقتدار شریعت به تارِ مویی بند است و بنیان خانوادهها به گیسویِ رها از هم …
پردهی اول | در دام یک دیوانه، یک عاشق نمیدانم قصهی هولناک کشته شدن یک زوج برنامهنویس ایرانی توسط یک Stalker که خبرش سراسر امریکا را درنوردید در ایران هم بازتاب داشت یا نه. تا حدی در توئیتر فارسی بدان پرداخته شد. اما نه عمیق. البته ماجرا زوایای مبهم بسیاری دارد. دوستان این افراد هم …
قسمت دوم | هیس! پزشکها فریاد نمیزنند… اوایل سال 1350 شمسی بود. پول زیاد نفت و ایدهی مدرنیزاسیون ایران آنهم با سرعت نور، میرفت که از ایران یک کشور قدرتمند و نمونه در خاورمیانه بسازد. رویایی که شاه پهلوی داشت. اما همه چیز را با پول و سرمایهگذاری نمیشد یکشبه جادو کرد. از پاشنههای …
قسمت اول | پشت پرده رک و پوست کنده که بگویم، این متن، برای پشیمان کردن شما از پزشک شدن است. یک تلاش از روی بدجنسی، چون گربه نَره در قصههای پینوکیو، برای مجاب کردنتان نسبت به این واقعیت که دیگر پزشکی در ایران، آن رشتهی رویایی که زمانی بود، نیست. اینکه پزشکی آرام آرام …
یک خاطره از کودکی اولین وحشت بزرگ در زندگی من و البته برادرم مربوط به 7 یا 6 سالگیمان بود. زمانی که در یک سفرِ کوتاه اما پرحادثه از شیکاگو به کویت و بعد با کمک یک تاجر میوه با لنج به ایران آمدیم تا پدر را ببینیم. پدر ماهها قبل کرسی تدریساش را در …
داستانکی جالب وجود دارد. پیش از آن مقدمهای مهیا کنم. پس از این که حضرت مسیح از دنیا رفت، افرادی با روحانی خواندن خود جایگاه خالی این پیامبر دینی را در نزد پیروان خود پر کردند. مثل Bishop ها و بعدهاPope ها. هیچکدام از این روحانیون نه حضرت مسیح را از نزدیک دیده بودند، نه …
اولین تجربه من از عید در ایران، بدترین تجربه ام بود. مهمترین دلیلش چیزی بود که اسم اش Culture Shock است. یعنی تفاوت شدید فرهنگی. من کم کم با فرهنگ رفتاری ایرانی آشنا نشدم، یکهویی آشنا شدم. انگار که از وسط سونا، بیفتی داخل استخرچه سرد. به همین دلیل تا مدت ها درباره خیلی خصوصیات …