قسمت اول از مجموعه Harsh Romans Rules اصولا در امریکا یا بطورکلی غرب؛ برای روز دیت (قرار عاطفی)، ما Dress Code “بایدی” نداریم. اما قطعا نبایدهایی هست. خصوصا اولین دیت، که اولین تصویر را از پروفایل اجتماعی ما به دیگری میدهد. مساله تنها رعایت ریزهکاریهای زیباییشناسانه نیست، موضوع پیچیدهتری به نام First impression در حوزهی …
دسته بندی:
فرهنگِ رابطه
دنیا روز به روز بیشتر از سمت زندگیِ جمعی به سوی زندگیِ فردی حرکت میکند. این موجِ آرام آرام محو شدنِ Collectivism Culture و جایگزین شدن آن با Individualism Cultur از ابتدا درغرب شروع شد. وقتی رسانهها، دانشگاهها و روشنفکران بعد از جنگ جهانی دوم و فارغ شدن از مسایل جنگ؛ اولویتشان اهمیت دادن به …
پرده اول – مرور گذشته سهگانه “یک حکایت محترمانه” با مرور خاطراتم از شیوه و الگوی روابط عاطفی در ایران شروع شد. یعنی بین سالهای 1375 تا 15 سال بعد که در آن فاصله به ایران مهاجرت کرده بودم. برخلاف تجربهای که در کودکی در امریکا داشتم و روابط دوجنس مقابل را در یک پلتفرم …
زاویه اول میخواهم درباره عشق بنویسم. کوتاه. شاید با صراحت بیشتر. من وقتی کودک بودم، کودک که نه، کمی بزرگتر، نهایت مفهومِ عشق را بوسیدن لبهای دختری میدیدم که میتوانستم دوستش بدارم. مثلا اَوانی که 5 ساله بودم. 10 ساله که شدم، به آن بوسه، لمسِ تن و شانه کردن موها و چند کلام کوتاه …
در نوشته قبلی تا اینجا پیش رفتیم که دورههای روابط عاطفی در ایران را به سه دورهی مهم و بامزه تاریخی تقسیم کردیم و اشاره شد که داخل هر کداماش چند سال از عمر نسل ما دهه50ایها و 60ای ها کم شد و درست وقتی به چهارراهِ عصر مدرنیزم روابط عاطفی رسیدیم و همه چیز …
آنچه مینویسم نه خیلی براساس تجربههای دیگران که شنیدهام، که روی پارهخطِ تجربههای خصوصیام است. میدانم که هیچ تحلیلی تعمیم دادنی نیست، میدانم که به اندازه انسانهای روی کرهی زمین الگوهای رفتاری متنوع داریم، و البته مُشرفم که هر نگاه تحلیلی روی رفتارهای انسانی میتواند از نسلی به نسلی دیگر متفاوت باشد. قصه اما درباره …
برداشت اول – قدم زدن در مه ضرب المثل ها و جمله – قصارهای ملت ها را که از دور با تلسکوپ نگاه کنیم، جزئیات مهمی دستگیرمان می شود. آمریکایی های مدرن ضرب المثل های پیش و پا افتاده ای دارند و به جایش اما جمله – قصارهای عمیقی دارند. تمدنی عمیق نداشتند و اما …
در یک دیدار عاطفی، وقتی قرار است او را برای اولین بار ببینیم، چشم ها می توانند شمعی در قلب ما روشن کنند. این یک قصه جهانی است. آن ها پرنفوذترین بخش صورت انسان اند. چشم ها دو بخش مهم دارند، فرم و نگاه. می توانند از لحاظ فرم زیبا باشند، اما “نگاه” جالبی با …
دیده اید رابطه ما و پرفیوم های مان را؟ شیشه اش را پشت ویترین فروشگاه می بینیم. ذوق می کنیم. می خواهیم استشمامش کنیم. به داخل می رویم تا آن را برای مان بیاورند. می آورند. پوست جعبه اش را لمس می کنیم. درب اش را که تَلَق باز می کنند، عاشق آن صدای لعنتی …
در اطراف ما، دایره هایی فرضی وجود دارد با سایزهای متفاوت. دایره هایی که اندازه ارتباطات ما با انسان های دیگر با آن ها تعریف می شود. این دایره ها، مثل النگوهای عمه رقیه که دِلینگ دِلینگ می کنند بسته به سایزشان درون هم قرار دارند. مثلا ممکن است ما بیرونی ترین و بزرگترین دایره …